تبليغاتX
روايتی از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی - وای اگر روزی به حقيقت بپيوندد اين رويای من ...

روايتی از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی

يادداشتهای تابان خواجه نصيری از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی

وای اگر روزی به حقيقت بپيوندد اين رويای من ...

در بازيهای سياسي اخير، امريكا كشوري كه در حال حاضر به خاطر زورگويي‌ها وحركت‌هاي سراسر اشتباه سياستمدارانش به عنوان منفورترين كشور جهان شناخته شده  است حركت‌هايي را به صورت علنی انجام مي‌دهد كه هر ناظر بيطرفي را به خنده مي‌اندازد. گاه اين حركت‌ها آنقدر مضحك و مسخره است كه در دنيای كنونی آدم فكر مي‌كند فقط مشتي گاوچران امريكايی كه بوش علاقه‌ی زيادی به آنها دارد مي‌توانستند چنين بازی مسخره‌ای از خودشان در صحنه‌ی بين‌المللي نشان دهند. همه‌ی حركت‌ها و ياركشي‌هاي بين‌المللي اخيرش سر ماجرای استفاده صلح آميز هسته‌اي ايران به كنار، مي‌خواهم درباره اين 75 ميليون دلاری بنويسم كه امريكا قصد دارد اختصاص دهد به براندازی نظام جمهوري اسلامي. با توجه به جمعيت 78  ميليوني ايران، يك محاسبه‌‍‌ی ساده و سرانگشتي، نشان مي‌دهد كه امريكايي‌ها ولخرجي كرده‌اند و به ازای هر ايرانی چيزی حدود 96 سنت ازاين جيبشان درآورده و مي‌خواهند بگذارند توي آن جيب ديگرشان، تا به قول خودشان كمك كنند به پروسه‌ی دموكراسي و آزادی در ايران با براندازی نظام جمهوری اسلامی. رسانه‌هايشان هم چنان در بوق مي‌كنند كه دولت امريكا مي‌خواهد 75 ميليون دلار بر سر اين قضيه خرج كند. ظاهراً بيشتر اين مبلغ؛ حدود 50 ميليون دلار را مي‌خواهند صرف تقويت فرستنده‌های راديو و تلويزيونی صدای امريكا و راديو فردايشان كنند. البته اين خيلي خوب است چرا كه نه تنها فرستنده‌هايشان خيلي ضعيف شده است بلكه بد نبود كمي هم خرج شاخك‌ها و گيرنده‌هايشان مي‌كردند بلكه شايد پيام مردم ايران و مسلمانان جهان را با كيفيت بهتری دريافت مي‌كردند و مي‌شنيدند. اين حركت‌ها آنقدر مسخره و خنده‌دار است كه آن آقای نوري‌زاده‌ی روزنامه نگار در لندن هم مسخره بودنش را فهميد و در ميزگردي با شما احمد بهارلو (صداي امريكا) – كه صداهاي مخالف امريكا و ساير نوچه ها و ساير عوامل و فسيل‌هاي صداي امريكا در آن هيچ محلي براي ابراز عقيده ندارند -  صراحتاً بيان كرد، نه بخاطر كوچك شمردن اين حركت كه فكر كنم بخاطر اينكه او ته ذهنش ماهيت بچه ‌گانه اين حركت را در مقابل ايران و آن هم پيش چشم جهانيان بخوبي مي‌داند.

 

از سوي ديگر، رسانه‌های امريكا (از جمله در همين روزهاي اخيرشبكه‌ی سي ان ان در اقدام به يك نظرسنجي ) سعي دارند افكار عمومی مردم امريكا و جهان را به اين سمت و سو هدايت كنند كه مردم ايران دشمن شماره يك مردم امريكا هستند در حالي كه دولت و مردم ايران بارها اين را اعلام كرده‌اند كه مشكلي با مردم امريكا ندارند. اين كاملاً مشهود است كه امريكا و انگليس (و چقدر حيف كه ساير كشورهاي اروپايي مثل فرانسه و انگليس و ...) سعي دارند با هدف قرار دادن رابطه‌ی بين مردم ايران و دولت و نيز بين مردم ايران و مسلمانان منطقه تفرقه و جدايي بياندازند چرا كه تنها با اين حركت مي‌توانند به مقاصد خود برسند. اما مردم ايران در طول بيست و هفت سال اخير و مسلمانان دنيا از 1400 سال پيش به اين طرف نشان داده ‌اند كه در ميان خود وحدت كلمه و انسجامي هميشگي داشته‌اند. در صورتي كه مردم ايران و مسلمانان منطقه اين انسجام و يكپارچگي تاريخي را همچنان حفظ كنند، اخر و عاقبت نظام زورگو و امپرياليستي امريكا و اسرائيلي‌ها به عنوان خرده حاميان كوچكش، فروپاشي است درست به همان شكل كه يك دهه پيش كمونيست در نظام شوروي سابق از هم پاشيد. آن زمان امام خمينی، با بررسي وضعيت سياسي جهان و منطقه فروپاشي كمونيست را بخوبي در نامه‌ی تاريخي‌شان به گورباچف پيش بيني كردند.

 

در طي ده سال گذشته امريكا اشتباهات زيادی در بازی‌های سياسی اش در جهان و علي الخصوص در اين منطقه داشته است و آنها سعي دارند اين توپ اشتباه را به زمين مردم و علي الخصوص روشنفكران ايراني بياندازند تا از اين آب گل آلود به نفع خودشان بهره ببرند. اما توده‌ی مردم ما و حتي روشنفكران جامعه اين بازی را خيلي خوب درك كرده است و آنجا كه لازم باشد با لبخندی در صحنه حاضر مي‌شود و يك نه محكم به دشمنان استقلال و آزادی ايران مي‌دهد.

 

امريكايي ها بايد بدانند به همان اندازه كه ادعا مي‌كنند آزادی را مي‌شناسند ايراني‌ها هم آزادی را مي‌شناسند و درك مي‌كنند، به همان اندازه كه آنان استقلال را مي‌شناسند، ايراني‌ها هم همان مقدار و يا شايد حتي بيشتر از آن معني و مفهوم استقلال و اهميتش را مي‌شناسند و به آن اهميت مي‌دهند. اما سياست‌های امريكا، از همان ابتداي پيروزی انقلاب به مردم دنيا نشان داده است كه آن اندازه كه ما ايراني‌ها جمهوری اسلامي را مي‌شناسيم آنها نتوانسته‌اند اين جمهوري را با معيارهای جمهوری خود بشناسند.

 

آنچه باعث استحكام، قدرت، سربلندی و دستيابي به بالاترين اهداف اين مردم در صحنه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي و علمي و فرهنگي مي شود، مشاركت هميشگي و مداوم اكثريت مردم در صحنه‌های انتخابات است و اين همان چيزي است كه مردم دنيا را به شگفتی وامي‌دارد و باعث مي‌شود تا دولت‌های امريكا و اروپا بپذيرند كه ايران، ابرقدرت منطقه است نه بخاطر داشتن سلاح و توان نظامي كه به خاطر حضور و خواست مردم. امريكايي‌ها و اروپايي ها هنوز نفهميده‌اند و اين تصوير را آنگونه كه بايد نديده اند كه «اسلام» قلب تپنده‌ی اين نظام است و هدف قرار دادن آن – يعني همان كاري كه انجام دادند با توهين به پيامبر اسلام (ص) با چاپ كاريكاتور، يعني همان كاری كه انجام مي‌دهند با ايجاد تفرقه بين سني و شيعه و ... يعنی تير خلاص به صلح و محبت جهاني، برابري و برادري، استقلال، آزادي و حقوق حقه‌ی پيكره‌ی بشريت بر روي كره‌ی زمين.

 

به عنوان يك ايراني و يك مسلمان، آرزومند مهر و محبت و صلح بين بشريت هستم، آرزومند آزادي و استقلال بشريت هستم، آرزومند رهايي بشريت از زير بار ظلم و ستم و زورگويي هستم و آرزومند روزی هستم كه در دورترين نقطه‌ی اين جهان هم اثري از آثار فقر و گرسنگی، دزدي، جنگ و جدال و خون و خونريزی نبينم. وای اگر اين رويای من روزی به حقيقت بپيوندد ...

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 9:53  توسط تابان خواجه نصيری  |