پيامها و شوخیهای فريبنده (Hoaxes)
اصطلاح Hoax يا به عبارت ديگر «پيامها و شوخیهای فريبنده» اصطلاحی است كه عدهای از فولكلوريستها معتقدند در طي سالهاي 1700 ميلادي وارد زبان و فرهنگ مردم شده است. در عين حال، نشانههايي هم از وجود چنين مطالب و پيامهايی در دوران قرون وسطی نيز مشاهده شده است اما ظاهرا اعتبار چندانی ندارند، تا آنجا كه من متوجه شدهام.
پيامها و شوخيهاي فريبنده، اخبار يا هشدارهايي دروغين و اشتباهي هستند كه سعي دارند مخاطبين خود را بنابه دلايل مختلفي مثلا صرف وقت گذراني، شوخي و سرگرمي و تفريح و يا حتي امتياز گرفتنها يا ترور شخصيت و مشهور شدن و بر سر زبانها افتادن و يا شيادي و دزدي فريب دهند به طوري كه مخاطبين در فضا و شرايطي قرار گيرند كه چيزي كه در اصل غير واقعي و دروغين است را حقيقي و واقعي تصور كنند و بپذيرند. مثلا در طي سالهاي 1700 ميلادي داستاني چنين بين مردم افتاده بود كه پاپ جان پل هشتم در سفر بوده است (از سنت پيترز به لاتران ميرفته) و از جايي عبور ميكرده، ناگهان مجبور ميشود براي اينكه نوزادي به دنيا آورد كاروان را در بين راه متوقف كند، اين داستان ميخواهد به خواننده يا شنونده اين را القا كند كه پاپ جان(John) پل هشتم مرد نبوده، بلكه زني بوده است به نام پاپ جوان (Joan) پل هشتم. از آن سالهاي دور و دراز تا به امروز، از اين جور داستانها و پيامها در ميان مردم دنيا بسيار بوده و بسياري هم توسط فولكلوريستها به ثبت رسيده است. يادم ميآيد شش هفت يا هشت سال پيش، پيامي از طريق اينترنت دريافت كردم كه شايد بسياري از شما هم آن را دريافت كردهايد در آن زمانها و به ياد داريد. موضوع يا subject آن پيام كه به صورت پست الكترونيك ارسال شده بود اين بود كه : «آخرين بدرود گابريل گارسيا ماركز» - به سادگي تمام، چنان متاثر شده بودم كه بدون تحقيق و پرس و جو از كم و كيف خبر، پس از خواندن پيام آن را فوري براي چند تن از دوستانم فرستادم. بعدا كه فرصتي يافتم (درست چند ساعت بعد) بر روي اينترنت به تحقيق پرداختم و با تعجب فراوان ديدم كه هيچ سايت خبري مهمي در آن زمان مثل سي ان ان يا بي بي سي چنين خبر مهمي را منعكس نكردهاند؛ حقيقت را يافتم و فهميدم كه چطور گول خوردهام و دستم انداختهاند، دوستي قديمي كه اين متن را برايم ارسال كرده بود را از جريان مطلع ساختم و با نوشتن پيامي در خصوص پيامها و شوخيهاي فريبنده Hoax دوستانم را از قضيه آگاه كردم. اين براي من درسي شدكه هيچگاه مطلبي را بي مطالعه و تحقيق بر روي اينترنت قرار ندهم و ارسال نكنم. گابريل گارسيا ماركز زنده بود و اين شوخي طولي نكشيد كه عمرش را از دست داد و مرد.
ميشنويم يا ميخوانيم كه براي پليس پيامهايي ارسال شده است كه بمبي در مكاني كار گذاشتهاند، در حالي كه چنين بمبي اصلا در كار نيست، چنان جايي هم شايد اصلا وجود نداشته باشد. ميشنويم يا ميخوانيم (مثلا در نامههاي الكترونيكي از افراد ناشناس يا بواسطهي دوستان و آشنايانمان) كه ويروس كامپيوتري خطرناكي بر روي اينترنت در حال گسترش و ازدياد است. در پيامهايي اين چنين، از مردم خواسته ميشود كه يك يا چند فايل (اكثرا حياتي) را از روي كامپيوترهايشان پاك كنند تا كامپيوترشان به اين ويروس آلوده نشود. نويسندگان اين پيامها براي اينكه به متن خود اعتبار بدهند ممكن است از خبرگزاريها يا شركتهاي معتبر و فعال در زمينهي كامپيوتر و نرمافزارهاي ويروسياب يا اينترنت نام ببرند، مثلا ميگويند به گزارش سي ان ان ... يا مايكروسافت اعلام كرده است كه ... يا اينكه سايت مك افي در اطلاعيهاي گفته است كه ... نبايد اينها را جدي گرفت و نبايد اين پيامها را پخش كرد اكثر اين پيامهاي به اصطلاح هشدار دهنده پيامها و شوخيهاي فريبندهاي هستند كه براي تفريح يا سرگرمي يا اذيت و آزار مردم نوشته و توزيع شدهاند.
متداول ترين پيامها و شوخيهاي فريبنده يا Hoax ها، پيامهايي هستند كه مثلا وجود يا پخش سريع ويروسها را هشدار ميدهند و اين پيامها اكثرا در انتها از مخاطب يا گيرنده پيام ميخواهند كه اين خبر را هر چه سريعتر براي دوستان و آشنايان خود فوروارد كنند. به اين ترتيب، اين پيامها به راحتي و به صورتي انبوه توزيع ميشوند و با حالتي تصاعدي باعث از كار افتادن يا ايجاد وقفههاي طولاني در سيستمها و سرورها بر روي اينترنت ميشوند، همان چيزي كه شايد قصد و غرض ارسال كننده اصلي اين پيام به ظاهر هشدار دهنده بوده است.
درباره پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoax) سايتهاي متعددي بر روي اينترنت وجود دارد، از نظر من، سايت about.com منابع خوبي دارد از جمله خبرنامههاي متعدد و معتبري كه در اين زمينهها اطلاعرساني ميكنند. آن دسته از دوستاني كه مايل باشند مثالهاي متعدد و متنوعي از اين جور پيامها را در سيصد سال گذشته مطالعه كننند، به نظرم بهترين و جالب ترين و جدي ترين و جامع ترين سايت از لحاظ اطلاعات، موزهي پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoaxes) است. اين سايت تا زمان انتشار اين مطلب متاسفانه بنا به دلايلي نامشخص براي ما و البته حتما مشخص براي قوه قضائيه و فراهم آورندگان خدمات «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» و نه اينترنت، در ايران فيلتر شده است!
جالب است بدانيد كه وقتي با روابط عمومي قوه قضائيه تماس گرفتم و ماجراي اعصاب خردكن فيلترينگ را برايشان تشريح كردم به من گفتند كه ما چنين دستوري ندادهايم كه اين سايتها مسدود شوند!! ما خودمان هم به هنگام استفاده از اينترنت همين مشكلاتي را كه شما ميگوييد داريم !!
آنچه در اينباره برايتان مينويسم عين حقيقت است و اين اتفاقي است كه براي من افتاده است، نه شوخي ميكنم و نه اينكه ميخواهم افسانه پردازي كنم. ما براي دريافت اين علامتهاي مسخرهي اين اقايان - علامت «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» ها را ميگويم – و نه براي استفاده از اينترنت و جستجو در آن - از وقت و زمان خودمان و از برق، تلفن، اينترنت، استهلاك دستگاهها، خريد، حفظ و نگهداري سخت افزار و نرمافزارها و امنيت سيستمها و ... - هزينه ميكنيم و اين پولهاي بي زبان بي آنكه ما و اين مردم (علي الخصوص جوانان، دانشآموزان، دانشجويان، معلمين، استادان دانشگاهها، دانشمندان، روزنامهنگاران و محققين و پژوهشگران و ... ظاهرا برخي مسئولين و باز ظاهرا حتي در قوه محترم قضائيه) را به جوابي برساند از جيب ما و اين مردم بيچاره خارج و به جيب آن آقايان و آن دم و دستگاههاي عريض و طويلشان وارد ميسازد! در ازاي چه؟ هيچ! با هر لحظه لحظه زماني كه به دريافت و مشاهدهي آن علامت نه چندان زيبا و دلچسب «دسترسي به اين سايت ممنوع است!» ميگذرد!
قاضي: متهم سرجايش بنشيند! ما هم همين مشكل را داريم ...
