تبليغاتX
روايتی از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی - افتضاحي به نام تاليا: نگو! نخند! بمير!

روايتی از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی

يادداشتهای تابان خواجه نصيری از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی

افتضاحي به نام تاليا: نگو! نخند! بمير!

هنوز يك سال از زماني نمي‌گذرد كه صدها هزار نفر از مردم تهران به اميد استفاده از تلفن‌هاي همراه اعتباري با شور و شوق زياد براي شركت در قرعه‌كشي كارت‌هاي تاليا عملاً به دفاتر پست حمله مي‌بردند تا هر چه سريعتر فرم‌ها را پر كنند و بفرستند. چه تبليغات و شعارهاي تبليغاتي زيبايي كه نديديم و نشنيديم. تمام شهر پر شده بود از تابلوهاي بزرگ تاليا با شعار «بگو! بخند! زندگي كن!» و تصاويري از جواناني كه شاد و خوشحال در حال صحبت با تلفن‌هاي همراه‌شان بودند.

حتماً خيلي‌ها از اينكه در آخرين روز مهلت ارسال فرم بالاخره موفق به اين كار شده بودند كلي خوشحال شدند و خيلي‌ها هم براي آنكه شانس خود را بالا ببرند، از دوست و آشنا و در و همسايه و فاميل خواسته بودند كه آنها نيز به نام خود در اين قرعه كشي شركت كنند. حتماً يادمان هست كه چندي نگذشت كه اعلام كردند قرعه‌كشي در كار نيست و همه مي‌توانند از كارتهاي تاليا استفاده كنند. گفتيم و شنيديم كه : «چقدر خوب! خدا خيرشان بدهد! مي‌گوييم و مي‌خنديم و زندگي مي‌كنيم!!» غافل از اينكه ...

اعلام شد كه اولويت‌ها بر اساس نام خانوادگي و حروف الفبا و طبق جداولي در روزنامه‌ها درج و به اطلاع شهروندان مي‌رسد. گوش‌ها و چشم‌ها تيز شد! در تهران بزرگ، تنها چند مركز براي توزيع سيم كارتهاي اعتباري تعيين شده بود و جماعت دسته دسته براي گرفتن سيم كارتها به اين مراكز مراجعه مي‌كردند. ظاهراً همه چيز بر اساس يك برنامه‌ريزي قبلي به خوبي پيش مي‌رفت. كرور كرور كارتها و موبايل‌هاي جديد خريداري شدند و داستان از همين‌جا آغاز گرديد: از همان روزهاي اول، اختلال در برقراري ارتباط به چشم مي‌خورد. در برخي از نقاط تهران حتي پوشش شبكه‌اي و آنتن‌دهي برقرار نشده بود و هنوز هم برقرار نشده است. مردم وقت گذاشته بودند، فرم پر كرده بودند، پول داده بودند اما عملاً خيري از اين تاليا و تلفن‌هاي همراه‌اش نمي‌ديدند. مردم ساكن برخي مناطق شمال تهران نمي‌توانستند و همچنان هم نمي‌توانند در منطقه‌ی مسكوني خود از دستگاه‌‌هايشان استفاده كنند. سيستم بد سرويس‌دهي و آنتن دهي اين شركت آنقدر رسوا شده بود كه مسئولان شركت به عذرخواهي از مردم متوسل شدند و سعي كردند با اعطاي اعتباري يك ماهه به صاحبان سيم كارت تاليا به نوعي از دلشان دربياورند و اين طرف و آن طرف بنويسند و بگويند كه اين مشكلات بزودي حل مي‌شود. بسياري از استفاده كنندگان در آن مناطق كور هيچگاه آن اس ام اس تمديد اعتبار را دريافت نكردند، اعتبار كارتشان سوخت و عليرغم تماس‌هاي مكرر با سرويس خدمات شركت همچنان در انتظار تكميل شبكه‌ی پوشش دهي مانده‌اند.‌‍

اما مشكلات به همينجا و به اين افراد ختم نمي‌شود. چندي است كه كارتهاي تمديد اعتبار تاليا مثل كيميا شده است و هر چه كيميا شود بازار سياهي هم دارد. اين كارتها نه در كيوسك‌ها و نه در مراكز فروش پيدا نمي‌شوند و اگر هم باشند، كارت‌هاي ده هزار توماني را به مبلغ 12 تا 14 هزار تومان مي‌فروشند.

چرا ما هميشه بايد شاهد اين سناريوي تكراري در اين مملكت باشيم؟ اين بازار سياه چيست كه ظاهراً هميشه بايد حضور داشته باشد در زندگي ما؟ چرا كسي بر اين سيستم پوشش آنتن، توزيع يا عدم توزيع كارت‌هاي تمديد اعتبار نظارت نمي‌كند؟ چرا دست‌اندكاران خودشان را به آن راه مي‌زنند گويي هيچ مشكلي در كار نيست! قرار دادن مهلت زماني در استفاده از اين كارت‌هاي اعتباري ديگر چه صيغه‌اي است و اينها اين را از كجايشان درآورده‌اند؟ در آلمان شركتهاي متعددي خدمات تلفن همراه با كارتهاي اعتباري ارائه مي‌دهند اما هرگز نگفته‌اند يا از موجودي‌ات تا فلان مدت استفاده مي‌كني يا پولي كه براي گرفتن اعتبار پرداخت كرده‌اي سوخت مي‌شود!!! شما هيچگاه چنين چيزي نمي‌شنويد و نمي‌بينيد! آري در آلمان، مي‌گوييد و مي‌خنديد و زندگي مي‌كنيد! در ايران، مي‌گوئيم:‌ نگو! نخند! بمير!


از طرف عده‌اي از كاربران تاليا،

كلارا كرمي - تابان خواجه نصيری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 22:44  توسط تابان خواجه نصيری  |