سند تعهد تونس و شكاف ديجيتالي
هفتهی پيش، در تونس سند تعهدي (Tunis Commitment) به امضاء رسيد. آن را خواندهايد؟ من آن را بارها خواندم و همانطور كه حدس ميزدم، نميدانم شايد از قبل - كلمه به كلمه و جمله به جملهی آن بسيار ماهرانه و استادانه نوشته شده بود، درست مثل يك سناريوي فيلم هاليوودي، سناريويي كه همه از ديدن يا خواندن آن احساس رضايت ميكنند، فيلم كه درست شود قديميترها خواهند گفت كه اي بابا اين فيلم را پنجاه سال پيش هم ساخته بودند و ما ديده بوديم. امريكاييها نشان دادهاند كه در اين جور كارها استادند و مهارت بسياري دارند و اين از هاليوودشان پيداست. اين سند به گونهاي تهيه و تنظيم شده است كه جا برای تفسير آن بسيار باز است. همهی طرفهاي ظاهراً درگير در تنظيم اين سند و حتي كاربران عادي اينترنت كه دستي در تهيه و تنظيم آن نداشته و ندارند هم به راحتي ميتوانند بخش يا بندي از اين سند را به نفع خودشان تعبير و تفسير كنند. چطور ميشود كه اين سند يا قطعنامه در يازده ساعت تهيه و تنظيم شده باشد خود جاي تفكر و بحث بيشتري دارد. احتمالا امريكاييها به بند 33 اين سند دلخوشند و اينكه با توجه به آن دست به تركيب كنوني اينترنت و آيكان نميخورد. كشورهاي عضو اتحاديه اروپا هم دل خوشند به بندهايي كه در آنها از تقويت و ارتقاء همكاريهاي خصوصا در سطح منطقهاي و بينالمللي ياد شده است و ITU هم آن بندهايي را بيشتر پسنديده است كه صراحتاً ضرورت اعمال برخي تغييرات در وضعيت كنوني حاكميت اينترنت يادآور شده است. به نظرم اين سند بيشتر در كل همان چيزي است كه امريكاييها ميخواستند، سناريويي كه پيش از اجلاس هم آن را خوانده بودند. اگرچه در اين سند از ملل و مردم و استفاده كنندگان نهايي اينترنت به كرات ياد شده است، اما با توجه به اينكه اكثريت نرمافزارها و رايجترين سيستمهاي عامل، بيشترين منابع اطلاعاتي و فعالترين منابع انساني آگاه و فعال در زمينهی اينترنت و خصوصا تجارت الكترونيك در امريكا جمع آمدهاند حتي اگر مليتي غير امريكايي داشته باشند چون در امريكا هستند بايد تابع قوانين آنجا باشند و اين تابعيت در نهايت به سود مردماني نيست كه از آي پيهاي خاصي ميآيند!
من از وضعيت كنوني اينترنت در ايران و جهان دلخورم. سرعت و دسترسي سخت و پايين در ايران، هزينههاي بالا در ايجاد اتصال از طريق مودم و اينترنت پر سرعت يا بي سيم، فيلترينگ گسترده و در بيشتر موارد اشتباهي سايتها و مقالات و منابع علمي و تحقيقاتي و ايجاد موانع و محدوديتهاي متعدد براي پديدآورندگان محتوا و ...
بيشتر از ده سال است كه دوستان و آشناياني كه در آن سوي آبها دارم به من ميگويند چرا متوقف شدهاي؟ جرا ايستادهاي؟ چرا ماندهاي، بيا! سه سال است كه برادرم در كانادا ميگويد چه نشستهاي؟ بيا اينجا! اينجا براي هر فعاليتي فضا و راه باز است! ماندهام كه من آخر ايستادهام يا نشسته! روي اين حرف ايستادهام كه بايد آموزش ديد و بايد به سرعت اين آموختهها را آموزش داد، هر كجاي دنيا كه باشيم، در نيوزلند، استراليا، مالزي، ايران، انگليس، آلمان، كانادا يا هر جاي ديگر! اما، در اين هفت هشت سال اخير، اينترنت، با همه خوبيها و با همه بديهايش، بهترين دانشگاه برايم بوده است. اين سالها بيشتر خواندهام و ميدانم كه بايد بيشتر فكر كنم و بايد بيشتر ياد بگيرم.
اين روايت، روايت عجيبي است اما اگر خوب ببينيم و بشنويم خواهيم ديد و خواهيم شنيد كه بين مردم دنيا، دوستي و صميميت كم شده است. بين اعضاي خانوادهها، عشق و محبت آنچنان نيست كه سي يا حتي چهل سال پيش از اين بود. حجم و انبوه اطلاعات و دانش افزايش يافته است، ارتباطات سريعتر و فراگيرتر شده است، اما، وضعيت مشهود كنوني، در واقع، اين شكاف عميق ديجيتالي است كه همچنان پا برجاست و هر روز عميق و عميقتر ميشود: در سطح خانوادهها، در سطح جامعه، در سطح دنيا. راه چاره، جابجايي فيزيكي نيست، فكرها بايد متحول و جابجا شوند. براي كم كردن يا از بين بردن شكاف ديجيتالي، انسان بايد محبت، عشق و صميميت را در سطح خانواده، جامعه و دنيا افزايش و گسترش دهد. سند تعهد تونس باعث بوجود آمدن تفسيرهاي متعدد، اختلافات بيشتر و دوريهاي بيشتر ميشود و شايد اين بدبينانهترين نظري باشد كه دربارهاش مينويسم. اميدوارم چنين نشود.