تبليغاتX
webfaqt.com - روايتی از تاريخ شفاهی و فولكلور اينترنتی
                        - www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  Tehran - Iran صفحه اول   درباره ما   مقالات   سمینارها   نظرات شما   تماس  
 
كنترل
تابان خواجه‌نصيری - نويسنده، مترجم، روزنامه‌نگار، سخنران و پژوهشگر - متولد 1346، متاهل و ساكن تهران است. وی از سال 1368 تاكنون در زمينه‌ی كامپيوتر، ارتباطات و اينترنت و بازاريابي اينترنتی مطالعات و پژوهش‌های بسياری داشته است. خواجه نصيری با رسانه‌های متعددی از جمله صدا و سيما، مطبوعات و نشرياتی چون سروش، علم الكترونيك و كامپيوتر، شبكه، كامياب، آشيانه و فرهنگ مردم و نيز برخی سايت‌های اينترنتی داخلی و خارجی همكاری داشته است.

بايگانی


نوشته‌های پيشين


 



BlogBiB - Blog Directory Blogdigger badge Directory of Internet Blogs blog search directory blog Intro






از حدود هفت هشت سال پيش به اين طرف است كه در زمينه‌ي فرهنگ سايبر يا اصطلاحا Cyberculture   و تاريخ شفاهي و فولكلور اينترنتي مطالعه و تحقيق مي‌كنم. اولين مطالعات و تحقيقاتم را با ارائه مقالاتي در اين زمينه در دو مجله‌ي وزين علم الكترونيك و كامپيوتر و شبكه منتشر ساختم و هيچوقت يادم نمي‌رود اولين دفعاتي را كه صراحتا و براي اولين بار سانسور شدم: اولين بار، زماني بود كه دانشجو بودم و مقاله‌اي نوشته بودم در زمينه نقد و ژورناليسم (به زبان انگليسي) براي يك پروژه‌ي دانشگاهي كه استادم پس از مطالعه‌ي آن مقاله و مقالات ساير دانشجويان، نمرات همه را اعلام كرد به غير از نمره‌ي من، او به راحتي از اعلام نمره‌ي من سر باز زد و فقط در انتهاي جلسه، گفت : راستي يك چيز ديگر... آقاي خواجه نصيري ... بهتر است بيايند بيرون تا با هم كمي صحبت كنيم. بيرون از جلسه، دور از چشم سايرين رفتم جلو و گفتم استاد چه نمره داديد به اين كار ما؟ گفت: نمره‌ات را بيست دادم اما اعلام نكردم، چون اگر مي‌خواستم اعلام كنم، مجبور مي‌شدي آن را بخواني يا تكثير كني، اين نه به صلاح من است و نه به صلاح تو! خودت كه مي‌داني. متقاعد شده بودم و سانسور. بار بعدي زماني بود كه  بهمن بهمن‌دژي، سردبير مجله قطور علم الكترونيك و كامپيوتر، اولين سردبيري بود كه بخشي از مقاله‌ام را  كه درباره فرهنگ فضاي سايبر بود همراه با لبخندي آموزنده محترمانه حذف (سانسور) كرد و من آن زمان فهميدم كه گام در چه راهي نهاده‌ام. كمي بحث كرديم و گذشت. اين كه در آن بخش از مقاله - تنها يك پاراگراف كوچك – من چه نوشته بودم كه چنين سرنوشتي داشت بماند براي بعد، اما، يادم هست كه بعدها جايي، در يادداشتي براي خودم نوشتم كه دروغ گفتن خيلي بد است، اما حيف كه دروغ گفتن در فرهنگ عامه‌ي اين مردم نهادينه شده است، سانسور هم بد است، اما چه بايد كرد كه اين هم گويا نهادينه شده است در فولكلور ما. قصه‌ها و داستانها، اساطير و مثل‌ها، اشعار و ترانه‌ها در فولكلور هر جامعه‌اي ديده و شنيده مي‌شود، شايعات و دروغ‌ها هم چنين سرنوشتي دارند، بي پايه و بي اساس، حضوري جدي دارند در فرهنگ ما و نه فقط ما كه در فرهنگ بشر، انسانهايي كه همگي با زبانهاي مختلف، فرهنگ‌هاي مختلف، سنت‌ها و مذاهب مختلف بر روي اين كره‌ي خاك زندگي مي‌كنند.

 

بگذاريد فولكلور اينترنتي را با يكي دو مثال برايتان روشن سازم. شش هفت سال پيش، سالهاي نخستين توسعه‌ي اينترنت بود، در سال 95 اولين خريد اينترنتي (توسط دانش آموزي كه يك سي دي خريده بود) به ثبت رسيده بود و آغاز عصر تجارت الكترونيك، به قولي كليد خورده بود. سال 99، من در روز چيزي حدود يكصد مقاله و خبرنامه دريافت مي‌كردم و شب تا صبح و صبح تا شب مشغول خواندن اين مقالات بودم و يادداشت برداشتن از آنها. شايد شما هم يادتان باشد كه در آن سالها از امريكا، حرف و حديث‌هايي به گوش ما ايراني‌ها هم می رسید كه امريكايي‌ها مي‌خواهند از طرف اداره پست، روي هر نامه‌ي الكترونيكي كه ارسال مي‌شود 5 سنت از شهروندان بگيرند، يادم هست كه عين اين خبر را در ميان آن صدها خبرنامه و پست الكترونيكي كه مي‌گرفتم خوانده بودم و يادم هست كه چند ماه بعد از آن، حتي ترجمه‌اي از آن مطلب را در يكي از نشريات نيز خواندم و همان زمان پيش خودم مي‌گفتم چه كار عجيبي است كه اين جماعت امريكايي مي‌خواهند انجام دهند! اين رقم را يك سر انگشتي كه حساب كني، يك رقم بالايي مي‌شود براي سازمانها و موسساتي كه همه كارشان با پست الكترونيك است! من از كنار اين ماجرا به اين راحتي ها  نگذشتم، فهميدم كه اين موضوع چه بوده است و آخر و عاقبت آن چه شده است كه به نظرم يكي از جالب ترين و سرگرم كننده ترين – و در عين حال مسخره‌ترين و وقت تلف كن‌ترين و بيهوده‌ترين  - داستانهاي اينترنتي بوده است. به اين مثال خوب دقت كنيد: يك نفر بيكار – اما به نظرم هدف‌دار – متني را تهيه مي‌كند و داستاني را مي‌نويسد و براي ميليونها نفردر سراسر امريكا و به تبع آن جهان، ارسال مي‌كند كه:  *** دولت فدرال امريكا در لايحه‌اي (Bill 602P) با حمايت توني اشنل  Tony Schnell عضو كنگره امريكا به گنگره ببرد كه در آن دولت فدرال امريكا براي هر نامه‌ي الكترونيكي كه ارسال مي‌شود 5 سنت از هر شهروند امريكايي بگيرد بريزد به  حساب خزانه اداره پست دولتي – تصور كنيد كه اين چه پولي مي‌شود! – در اين زمينه آقايي هم به نام‌ ريچارد استپ  Richard Stepp وكيل دعاويي است كه به مخالفت با اين لايحه در حال مذاكره با ديگر اعضاي كنگره است. ** ماه‌ها ازاين ماجرا مي‌گذرد،‌ اينترنت در حال گسترش و توسعه‌اي روز افزون است و در هر لحظه مردمان بيشتري به آن اضافه مي‌شوند كه نام خود را مي‌گذارند كاربر و اين كاربران مدام در حال گرفتن اين پيام هستند و جو عجيبي ايجاد مي‌شود در فضاي سايبر : يعني آيا واقعا امريكايي‌ها مي‌خواهند اين كار را بكنند؟‌ اين پول خيلي زيادي است؟ آيا درست است؟ عامه‌ي مردم به تكاپو مي‌افتند، تلفن‌ها به صدا در مي‌ آيند، نامه‌هاي الكترونيكي بسياري روانه‌ي دفاتر روزنامه‌ها و تلويزيونها و ادارات مرتبط و كنگره مي‌شود؛ حتي هيلاري كلينتون هم به يك مناظره تلويزيوني دعوت مي‌شود و وقتي كه از او در اين مورد سوال مي‌كنند، خيلي جدي ابراز نظر مي‌كند و طرف مقابل او در همان مناظره  تلويزيوني، دولت امريكا را به خاطر اين پول دوستي ها مورد تمسخر و  مواخذه قرار مي‌دهد. سيل نامه ها دفاتر اعضاي كنگره را به تكاپوهاي بيشتر مي‌اندزد و همه اينها در حالي است كه اصلا چنين لايحه اي وجود خارجي ندارد، آقايي به نام توني اشنل هم  عضو كنگره نيست، وكيل دعاويي هم به نام آقاي ريچارد استپ وجود خارجي حداقل در حوزه مورد نظر ندارد. لوايح در امريكا،  فقط يك كد 4 رقمي دارند و تركيبي از عدد و حروف نيستند، گاهي براي اينكه مشخص شود كه اين لايحه براي سنا است يا كنگره، به ترتيب از S   يا C  نيز استفاده مي‌شود. اين يك دروغ بزرگ آشكار بود كه  براي مدتي تمام امريكا را درگير خود ساخته بود و مردم عادي تا مدتها درباره‌اش صحبت مي‌كردند. اعضاي كنگره به جنب و جوش افتاده بودند و عده‌اي از آنها به خبرنگاران مي‌گفتند كه به زودي نظرشان را در مورد اين لايحه خواهند گفت يا اينكه دارند تصميم مي‌گيرند يا مي‌خواهند موضع شان هماهنگ با حزب باشد. ساعت‌ها برنامه‌ي تلويزيوني و راديويي براي موضوعي ساخته شد كه در اصل اصلا وجود خارجي نداشت. روزنامه‌نگاران بيچاره! چه افراد بسياري كه به خاطر اين هيچ و پوچ دچار مسائل خانوادگي شدند، كارشان را از دست دادند و يا هزينه‌هاي بسياري كردند تا مصاحبه‌اي بكنند و مطلبي بنويسند!

سالها از آن زمان گذشته است و من براي نوشتن اين مطلب برخي از اسم‌ها را از ياد برده بودم. فولكلور اينترنتي از اين جور چيزها است و در طي اين سالها مثالهايش بسيار بوده است.

 

مردم چيزهايي مي‌بينند، چيزهايي مي‌شنوند و به چيزهايي مي‌انديشند آنوقت به زبان  مي‌آورند يا جايي آن را يادداشت مي‌كنند. اكنون اين يادداشتها را مي‌توان به سرعت از طريق اينترنت و پست الكترونيك و وبلاگ‌ها منتشر ساخت. در هر لحظه، هفت هشت وبلاگ به فضاي مجازي اينترنت اضافه مي‌شود و ايميل‌هاي رايگان در اختيار همه هست و هركسي حداقل سه يا چهار آدرس پست الكترونيكي دارد. قصه‌ها و روايت‌ها در اين نامه‌هاي الكترونيكي جاري است، شعرها و مثل ها و اسطوره‌هاي جديدي بوجود مي‌ايند و  داستان مي‌شوند در وبلاگ‌ها، مردم معمولي اينها را مي‌گيرند و مي‌بينند و مي‌خوانند و به ديگران مي‌رسانند: زبان به زبان، سينه به سينه، وبلاگ به وبلاگ، ايميل به ايميل. همه به تكاپو مي‌افتند، شوري و هيجاني: اينجا اينترنت است! تازه چه خبر؟


نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 14:14 | لینک  | 
 

   Blog Powered by: www.bolgfa.com

© Copyright 1998 - 2006, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلامیه کپی رایت ما  
کلیه صفحات، مطالب و محتوا و مقالاتی که در این سایت (به زبانهای فارسی، انگلیسی و آلمانی)  فراهم آمده است دارای قواعد و قوانین مرتبط با کپی رایت می باشد که بدینوسیله در انتهای همه صفحات مندرج می باشد که بایستی مورد توجه و رعایت بازدید کنندگان سایت قرار گیرد. اطلاعاتی که در این سایت فراهم آمده است شاید واجد ضعف ها، اشتباهات آماری و غلط های تایپی باشد. اطلاعات سایت ممکن است در هر زمان بدون اعلام قبلی تصحیح شوند و به روز رسانی گردند. ما همچنین در این سایت هر زمان که لازم باشد اقدام به اصلاح، تغییر یا اعمال تحولاتی از لحاظ طراحی و ساختاری در محتوا و مطالب سایت جهت بهبود ارائه مطالب و اطالاعات و نیز محل قرار گرفتن مطالب و تصاویر بدون اطلاع و اعلام قبلی می نماییم