گاه بعضي از ما دچار اين توهم ميشويم كه در امريكا يا اروپا، ديگر همه بايد تاكنون با پديدهی جديد وبلاگ و وبلاگنويسی آشنا شده باشند و با توجه به مقالات يا آمار و ارقامي كه از اين طرف و آن طرف به دستمان ميرسد فكر ميكنيم كه وقتي در هر ثانيه يك وبلاگ جديد ايجاد ميشود پس آرام آرام هر كسی ديگر يك وبلاگ دارد و علي الخصوص فكر میكنيم كه همهی شركتها و سازمانها يا مديران اين شركتها و موسسات يك وبلاگ دارند و انتظار داريم كه با يك جستجوي ساده در اينترنت به اين وبلاگها دست يابيم. اما بر اساس يك سری مطالعات و تحقيقات اخير به نظر ميرسد كه چنين نيست.
ميدانيم كه وبلاگها به سرعت در حال گسترش و توسعهاند و رو به سمت تخصصيتر شدن پيش ميروند. ميدانيم و ميبينيم كه شركتها و سازمانها و خصوصا روابط عموميها شروع كردهاند از اين ابزار برای دستيابي به اهداف مشخص خود استفاده كنند: چه در زمينه ايجاد و حفظ ارتباط و يا نشر اخبار و رويدادهاي تازه و يا دريافت نظرات مخاطبين و بازاريابي.
اما ظاهراً اين روند در مورد مديران ارشد اجرايي شركتها به كندي پيش ميرود. به گزارش سايت Emarketer اخيراً در امريكا، بر اساس يك نظرسنجی كه توسط دو سايت معتبر Burson-Marsteller و PRWeek منتشر شده است، مديران ارشد اجرايی (در اين تحقيق شركتهای امريكايی) به مزاياي وبلاگها واقفند و به نوعي به وبلاگها علاقمند هم هستند اما هنوز تعداد اندكي از آنها شخصاً به وبلاگ و وبلاگنويسی روی آوردهاند.

در اين تحقيق آمده است كه از 131 مدير ارشد اجرائی (CEO) كه مورد مطالعه قرار گرفتهاند، حدود 7 درصد گفتهاند كه وبلاگ دارند و تنها چيزي حدود 4/8 درصد گفتهاند كه شركتشان وبلاگی دارد. (اما تعداد بسياري از اين مديران نميدانستند كه شركتشان وبلاگي دارد يا نه) 18 درصدشان پيش بيني میكنند كه شركتشان ظرف دو سال آينده بالاخره وبلاگي راهاندازی كند.
عدم استفاده از وبلاگ به دليل عدم آشنايي اين مديران يا شركتهايشان با وبلاگ نيست. دو سوم از افرادي كه در اين تحقيق مورد مطالعه قرار گرفتهاند به نوعي با وبلاگها آشنايی دارند.
بيش از 40 درصد از اين مديران ميپذيرند كه وبلاگها باعث تبادل و انتقال سريع اخبار و رويدادهاي تازه و ايدههاي جديد ميشوند و در عين حال قريب به اتفاق قبول دارند كه وبلاگها شيوهاي غير رسمي در ايجاد و حفظ ارتباطات هستند. اما تنها 16 درصد از اين مديران، وبلاگها را بي فايده ارزيابي كردهاند.
اغلب اين مديران به خاطر وقت و فرصت كمي كه دارند و نيز به علت اينكه نميدانند چه مطالبي را تا چه حد ميتوانند به صورت عمومي بيان كنند در يك حالت شك و ترديد يا به اصطلاح **حالا ببينيم چه ميشود** به سر ميبرند.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
23:52 |
لینک
|