چند روز پيش، مصاحبهای داشتم با بخش «نگاهی به وبلاگهای» خبرگزاری دانشجويان (ايسنا) در اين مصاحبه، مطالبی را در مورد بعد فرهنگی و اجتماعی وبلاگها مطرح كردم از آن جمله گفتم كه لزومي ندارد كه وبلاگنويس هر آنچه در زندگياش رخ میدهد را در وبلاگ يا وبلاگهايش منعكس كند. شخصا وبلاگنويسی (امريكائي) را ميشناسم كه مدتها بعد از ازدواجش، در مورد ازدواج موفقي كه داشته است و دربارهی همسرش نوشت آن هم به اين جهت كه میخواست خاطرهی پندآموزی را مرتبط با موضوع مطرح كند. به نظرم وبلاگنويسان بايد از همان ابتدا آموزشهاي لازم را ببينند كه وبلاگ اگرچه در يك فضا و جامعهی مجازی است اما قواعد و قوانينی حتي در اين جامعهی مجازی وجود دارند كه تحت عنوان آداب معاشرت الكترونيكی مطرح هستند و بايد آنها را در نظر داشته باشند و رعايت كنند.
وبلاگنويس، نوشتههايش را با بازديدكنندههايش به اشتراك ميگذارد، قرار است كه اين نوشتهها خوانده شوند و اگر وبلاگنويسی، خواننده يا مخاطب نداشته باشد، درست مثل آن است كه اصلا وجود ندارد. در چنين شرايطي وبلاگنويس ديده نميشود و بنابر اين اهميتي هم به او داده نميشود.
مثالي آوردم. گفتم، شخصی را در نظر بگيريد كه يك جعبه برمیدارد و میرود به يك پارك، جعبه را زير پايش میگذارد و میرود بالا و شروع میكند به صحبت كردن، آرام آرام عدهای دور و برش جمع میشوند و به حرفهايش گوش ميدهند. او تا چه حد میتواند روی اين افراد تاثير بگذارد؟ اين بستگی دارد به اينكه چه میگويد و پيامش چيست و چگونه دارد آن را بيان میكند. وبلاگنويس هم درست مثل همين شخص، جعبهی وبلاگش را بر میدارد ميرود در پاركی كه اسمش را گذاشتهاند بلاگوسفير يا به زبان و اصطلاح خودمان بلاگستان. به عبارتي بيش از بيست ميليون وبلاگ و به عبارتي ديگر يكصد ميليون وبلاگ در اين بلاگوسفير وجود دارند. آدمهايی را ميبينيم كه جعبههايی را چيدهاند و از آن بالا رفتهاند دارند مطالبي را به سمع و نظر بازديدكنندگان ميرسانند. رسانههايی كاملا شخصی يا تحت نظر و نظارت روابط عمومیهای سازمانها يا سايتها.
وبلاگ ابزاری است فوقالعاده قوی، در اختيار ما، اما كافي است بالای آن جعبه، شروع كنيم به دروغ گفتن يا تظاهر كردن، يا اينكه شروع كنيم به فحاشی و آبروبری، شروع كنيم به انجام كارهاي غير اخلاقی و حرفهايی بزنيم كه نيم ساعت بعد قطعا پشيمان ميشويم، آنوقت است كه مخاطبين خود را به سرعت يا به مرور زمان از دست میدهيم و اين هر زمانی امكان دارد روی بدهد اگر حواسمان نباشد كه دور و برمان در اين فضاي مجازي و بعد از آن حتي در دنياي واقعي عدهاي **انسان** حاضر و ناظرند بر آنچه ميگوييم و مينويسيم.
حالت ژورناليستيك وبلاگنويسي اين است كه ژورناليست هيچگاه منتظر دريافت نظرات مخاطبين يا خوانندگانش نيست و نبايد باشد. او وقايع و رويدادها و افكار و نظراتش را همانگونه كه هست مينويسد و وبلاگنويس هم با توجه به مخاطبيني كه دارد فرم و ساختار و حتي شيوهی نگارشش را انتخاب میكند. اگر در مورد يك موضوع بنويسد (در هر وبلاگی كه دارد) مخاطبين خاص آن موضوع را خيلي سريعتر خواهد يافت، آنوقت است كه ميتواند با مخاطبينش از طريق وبلاگ به ديالوگي برسد و آنوقت اين ديالوگ است كه پويا و ماندگار ميشود و راز ماندگاری وبلاگها هم در همين است.
فراز هايی ديگر از اين مصاحبه را ميتوانيد اينجا در سايت ايسنا بخوانيد!
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
11:9 |
لینک
|