تابان خواجهنصيری - نويسنده، مترجم، روزنامهنگار، سخنران و پژوهشگر - متولد 1346، متاهل و ساكن تهران است. وی از سال 1368 تاكنون در زمينهی كامپيوتر، ارتباطات و اينترنت و بازاريابي اينترنتی مطالعات و پژوهشهای بسياری داشته است. خواجه نصيری با رسانههای متعددی از جمله صدا و سيما، مطبوعات و نشرياتی چون سروش، علم الكترونيك و كامپيوتر، شبكه، كامياب، آشيانه و فرهنگ مردم و نيز برخی سايتهای اينترنتی داخلی و خارجی همكاری داشته است.
اگر كسي از شما پرسيد تاريخ شفاهیيا Oral History چيست بگوييد تاريخ شفاهی اصطلاحی است كه در جمهوری اسلامی، شما نمیتوانيد دنبال آن در گوگل بگرديد چون اين اصطلاح فيلتر شده است!
اما از شوخی گذشته، تاريخ شفاهی به اطلاعاتی ميگويند كه به صورت شفاهی درباره رويدادهاي گذشته است يا به عبارت ديگر درباره رويدادهای گذشته بيان شده است، مثلا در روايتها، در داستانها. گرچه تاريخ شفاهي در مورد رويدادهايي غير مكتوب اطلاعاتي به ما ميدهد اما در كل چنين تاريخي منوط است به قدرت درك و حافظهي ذهني افرادي كه مورد مصاحبه قرار گرفتهاند. مثلا از مصاحبههايي كه با مردم عادي به عمل ميآيد، اسناد و مداركياز گفتههاي اين افراد جمعآوري ميشود، اين افراد، افرادي هستند كه از رويدادهاي گذشته و سنتهاي قديم اطلاع دارند. آنچه گفته و بيان ميشود، آنچه كه به زبان ميآيد، همه و همه اسناد و مداركي را بوجود ميآورند كه بعدها ميتوان بر آنها استناد كرد. مثلا بر روي نوار صوتي ضبط ميشوند و سپس متن از روي آنها به صورت مكتوب پياده ميشود. از اين گونه اسناد بعدها در كتاب هاي تاريخيو يا براي برخي مستند سازي ها استفاده ميشود. تاريخ شفاهي، فولكلور نيست، شايعات و خرافات و داستانها و افسانهها چيزهاي ديگري هستند. تاريخ شفاهي در واقع يك كار سيستماتيك است براي جمع آوري اين گفتهها و اين نكتهها. در تاريخ شفاهي، تجزيه و تحليل صورت ميگيرد. شما در خانوادهتان پدر بزرگ و مادر بزرگهايي داريد كه چيزهايي ميدانند كه اگر مكتوب نشوند، اگر ثبت نشوند، روزي ممكن است از بين بروند. اگر كاري كنيد، مثلا با انجام يك سري مصاحبه با اين افراد و بگذاريد كه داستانهايشان را بگويند و شما آنها را روي يك نوار ضبط صوت پياده كنيد، به نوعي شما به كار سيستماتيكي روي آوردهايد كه به آن تاريخ شفاهي ميگويند. اگر اين كار را انجام دهيد و به ثمر برسانيد اين تلاش را، بعدها، شايد سالها بعد، بسياري از مردم از شما بخاطر كاري كه انجام دادهايد تشكر خواهند كرد، اگر هم كاري نكنيد، قطعا آن دسته از مردم، در آن سالهايي كه هنوز نيامده است، تاسف خواهند خورد كه چرا هيچكس اين كار را نكرد براي ما.
حال شايد متوجه شده باشيد كه چرا من وبلاگها را نمادي از تاريخ شفاهي ميدانم. اينها ابزارهايي هستند كه مردمان اين زمان، خود با دست خود، آنچه در دل است را شايد بي آنكه به زبان آورند، بلافاصله، بر روي صفحهي نمايش كامپيوتر ميآورند. پادكستها Podcasts ، صداهاي ضبط شده و راديوهاي شخصي هستند و وبكستها Webcasts ويديوهايي كه از اين نسل بر جاي ميمانند. بعدها، شايد سالها بعد از اين، پژوهشگران، محققين و تاريخنويسان به تحقيق ميآيند و وبلاگها و پادكستها و وبكستها را مورد پژوهشها و تجزيه و تحليلها قرار ميدهند. اگر اين را ميدانيم، بايد اين اسناد را حفظ كنيم اگر چيزي، داستاني، شعري، حرفي براي گفتن داريم.
اعلامیه
کپی رایت ما
کلیه صفحات، مطالب و محتوا و مقالاتی که در این سایت (به
زبانهای فارسی، انگلیسی و آلمانی) فراهم آمده است دارای قواعد و قوانین مرتبط
با کپی رایت می باشد که بدینوسیله در انتهای همه صفحات مندرج می باشد که بایستی
مورد توجه و رعایت بازدید کنندگان سایت قرار گیرد. اطلاعاتی که در این سایت فراهم
آمده است شاید واجد ضعف ها، اشتباهات آماری و غلط های تایپی باشد. اطلاعات سایت
ممکن است در هر زمان بدون اعلام قبلی تصحیح شوند و به روز رسانی گردند. ما همچنین
در این سایت هر زمان که لازم باشد اقدام به اصلاح، تغییر یا اعمال تحولاتی از لحاظ
طراحی و ساختاری در محتوا و مطالب سایت جهت بهبود ارائه مطالب و اطالاعات و نیز محل
قرار گرفتن مطالب و تصاویر بدون اطلاع و اعلام قبلی می نماییم