از ديد مارشال مك لوهان حالت «سرريز اطلاعات» يا Information Overload يكي از اثرات زندگي با اطلاعات الكترونيكي است. اكنون، ما با اطلاعات و دانشي الكترونيكي سر و كار داريم و با آن زندگي ميكنيم. بدون اطلاعات بيش از يك چرخمان لنگ ميزند و در طي ده سال گذشته، وابستگي مان به اطلاعات، خصوصا اطلاعات و ارتباطات الكترونيكي به شدت افزايش يافته است. مطالعات و بررسيها نشان ميدهد كه ميزان استرس در ميان مردم دنيا به شدت بالا است و سرريز شدن انبوه اطلاعات يكي از عوامل بالا رفتن استرس در ميان مردم است. نزديك به چهار سال پيش (1380)، وقتي از طرف مجلهيي با من مصاحبه شد، يكي از دغدغههاي فكري من آن زمان همين موضوع «سرريز اطلاعات» بود و اينكه ما با اين وضعيت چه خواهيم كرد؟ يادم ميآيد كه در آن مصاحبه روي مساله «انزوا» و «استرس» حاصل از آن تاكيد كرده بودم. شايد شما هم يادتان باشد كه در اواخر دههي 80كارشناسان علوم كامپيوتر يا سازندگان اولين كامپيوترهاي شخصي به مردم دنيا نويد آن را ميدادند كه در آيندهاي نه چندان دور، ما با دنيايي بدون كاغذ سر و كار داريم، اما بيش از يك دهه از آن زمان ميگذرد و ميبينيم يا ميشنويم كه توليد كاغذ دو برابر شده است. حدود سه سال پيش، موتور جستجوي گوگل با ايندكس كردن چيزي حدود 5/2 تا 3 ميليارد صفحه وب بر روي اينترنت، محبوب ترين موتور جستجو بود و امروز نيز با بيش از 8 ميليارد (نزديك به چهار برابر) صفحه وب؛ كماكان برنده ميدان رقابت موتورهاي جستجو است. اما آنها كه از اين قافله عقب ماندهاند بدون شك كاربران اينترنت بودهاند و اين را مك لوهان همان زمان مطرح ساخته بود:
... There's always more than you can cope with
«هميشه بيش از آنچه بتوانيد از عهدهاش برآييد وجود دارد!»
اما مفهوم اين جمله خيلي قوي تر و فراگيرتر است. «Information Overload» تواناييهاي ما را زير سوال برده است و خواهد برد. گوگل يا ساير موتورهاي جستجوي موفق در اين گرداب گسترده گيتي، ناچارند اگوريتمهاي خود را خيلي زود به زودتر از اين تغيير بدهند، آنها مجبورند براي اينكه آن بالا باقي بمانند صفحات بيشتري را بيابند و آنها را به مجموعه ايندكس شده خود اضافه كنند، مجبورند اين كاسه را هر چه سريعتر و حرفهاي تر هم بزنند. در عين حال، كاربران هم مجبورند مهارت در جستجوهايشان را حرفهاي تر كنند و صاحبان سايتها و وبلاگها هم بايد با اين تحولات گام بردارند. استرس از آن همه است و همه اين نگراني را دارند: اين انبوه اطلاعات؛ اين سرريز وحشتناك اطلاعات. آيا من توانستهام محصول (كالا يا خدمات) مورد نظر را پيدا كنم؟ آيا من توانستهام مشتري را با اين اطلاعات ناچيز در مقابل دريايي از اطلاعات مجاب يا ترغيب به خريد كنم؟ آيا اطلاعاتي كه يافتهام همان است كه به دنبالش بودم؟
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
14:45 |
لینک
|