نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
1:10 |
لینک
|
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
12:29 |
لینک
|
موضوع توهين يك نشريهی دانماركی به پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) با چاپ كاريكاتورهايی اهانت آميز از وي و پس از آن حمايت برخی ديگر از نشريات اروپايی و حتي استراليايي و نيوزلندی در انعكاس آن كاريكاتورها به بهانهی آزادی بيان، مرا بر آن داشت تا اين يادداشت را بنويسم.
پيش از هر چيز ديگر، خوب است اين را بگويم و شايد فقط يادآوري كنم كه همهی ما بخوبي میدانيم دين مبين اسلام و حضرت محمد (ص) پيامبر بزرگ و محبوبش، با تاريخي بيش از يك هزار و چهارصد سال و پيرواني بيش از يك ميليارد و نيم در سرتاسر دنيا، بيدهايی نيستند كه به اين بادها بلرزند، چاپ اين كاريكاتورها در سطح نسيم هم نيستند. اما اين دليل نميشود كه مسلمانان جهان عكسالعملی از خودشان نشان ندهند و اين همانجاست كه ما معتقديم امريكاييها و اروپاييها هنوز بعد از يك هزار و چهار صد سال، مسلمانان، پيروان اين آخرين دين الهي را بخوبي نشناختهاند. مسلمانان در دين و فرهنگ اسلاميشان اصولی دارند و موظف شدهاند به رعايت آن اصول. با بوجود آمدن اين موضوعات شايد وقت آن رسيده است كه غربیها دين اسلام و مسلمانان را بهتر بشناسند. نبايد انتظار داشت كه يك كاريكاتوريست جوان دانماركی كه جوياي نام و نان است يك شبه همهی اصول دين اسلام را بخواند و بفهمد، آنچه مسلم است اين است كه او و امثال او در اين باغها نيستند و نادانسته ممكن است دست به كارهايي بزنند كه در نزد عدهاي (مسلمانان) اهانت آميز باشد.
من شخصاً معتقدم كه اين حركت يعني چاپ اين كاريكاتورها يك طرح از پيش طراحي شده بود از سوي امريكاييها و اروپاييها برای جلب حمايت افكار عمومي جهان و سرپوش گذاشتن روی رائي كه گرفتند براي ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت و پايمال شدن حق مسلم كشورمان در استفادهی صلح آميز از انرژي هستهاي در آژانس بينالمللي انرژی اتمي. آيا همزمانی اين دو رويداد با هم جالب نيست؟ ما كشوري مسلمان هستيم و مسلمانان اصولاً به مذهب و دين خود حساس هستند و از آنها خواسته شده است كه اين حساسيت را داشته باشند. اديان ديگر، اين حساسيت را نداشتند و ندارند و آموزشي هم نديدهاند كه حساسيت به خرج دهند و همين تفاوت بزرگي است بين فرهنگ اسلامي و فرهنگ غرب و اساساً اديان و مذاهب ديگر.
اما از طرف ديگر، بشر در آغاز قرن بيست و يكم زندگی ميكند، عصری كه عصر اطلاعات است و ارتباطات، عصري كه مهاجران به راحتي، در ظرف چند ساعت، وارد جوامع ديگري ميشوند و در آنجا مقيم ميشوند و جوامعي چند فرهنگي بوجود ميآورند. در اين جوامع نوين، چندين فرهنگ با هم ميآميزند، همين اينترنت، نمادي از اين پديدهی جديد چند فرهنگي بودن است. اينطور نيست كه در گوشهاي از دنيا به مقدسات ديني و فرهنگي يك ملت يا يك قوم، مثل دين و فرهنگ اسلامي توهين شود و فكر كنيم كه آب از آب تكان نميخورد. غرب يا اين را ميداند و يا اگر نميداند بايد متوجه شود: او در اين جامعهی جهاني مسئوليت دارد و اين مسئوليت يعني اينكه نميتواند و نبايد به بهانهی آزادي بيان، هرچه كه دلش خواست انجام دهد، هر چيزي كه دلش خواست بنويسد و بكشد و به جامعهاي با تعدد فرهنگها عرضه كند و هيچ اتفاقي نيافتد. خانم مركل، صدراعظم تازه به قدرت رسيدهی آلمان، اعتراض را حق مسلم مسلمانان ميداند ولي مخالف خشونت است، اين خوب است اما كافي نيست، امريكاييها و اروپاييها حق استفاده و دستيابي به انرژي هستهاي را ميخواهند از ايران بگيرند و اين (ابراز احساسات در برابر توهين به مقدسات ديني مسلمانان) را بهانه قرار ميدهند كه ملتهاي مسلمان (مثل ايران با پخش تصاويري در رسانههايشان از مردمي كه با خشم و احساسات شديد نسبت به اين موضوع توهيناميز اعتراض ميكنند) دنبال خشونت هستند پس حقشان بود و هست كه از انرژي هستهاي (صلحآميز) محروم شوند. امريكا و اروپا ايران را تهديد ميكنند به تحريم و ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت و تهديد ميكنند به اينكه مانع از شركت تيم فوتبالتان در جام جهاني ميشويم - بعد اين تحريكها و درگيريها را ايجاد ميكنند در سطح بينالمللي تا كشورهاي اسلامي (من جمله ايران) واكنش نشان دهند: ايران ثبت سفارش كالاهاي دانماركي را ممنوع ميكند و تحريمهايي را به مورد اجرا ميگذارد و ... در يك جامعهی جهاني، اين روند كه با بي مسئوليتي يك نشريهی دانماركي آغاز شده است، روند مثبتي نيست. عدم شناخت درست اروپاييها از اسلام و مسلمانان جهان به عنوان يك امت يكپارچه، عدم مسئوليت اجتماعي و مدني در نزد مسئولين يك نشريهی دانماركي و بعد، مسئولين و دولت امريكا و اتحاديهی اروپايي به هنگام رايزني براي اتخاذ يك تصميم ديگر (بعد از حمله به عراق به بهانهی وجود تجهيزات ساخت و سلاحهاي اتمي و اثبات عدم وجود چنين سلاحهايي در آن كشور) باعث تحريك ملل مسلمان جهان (و ايران) و ايجاد درگيريهاي بيشتر شده است كه اميدوارم خدا آخر و عاقبت مردم بي گناه دنيا را به خير كناد.
فكر ميكنم جاي «گفتگوي تمدنها»ي خاتمي خيلي خالي است ...
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
23:4 |
لینک
|
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
12:7 |
لینک
|
گزارش حاضر سومين گزارش از سلسله گزارشهاي خلاصه نتايج پژوهش وبلاگهاي فارسي است كه در بر گيرنده تحليل محتواي ١٠٠ وبلاگ فارسي در دوره زماني تابستان و پاييز ١٣٨٤ است. اين گزارشها توسط حميد ضيايي پرور براي مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها تهيه ميشود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حميد ضيايي پرور در http://www.reporter.ir افزوده است: شايان ذكر است كه اولين و دومين گزارش پژوهشهاي ياد شده به ترتيب مربوط به زمستان ١٣٨٣و بهار١٣٨٤بود كه دومين گزارش (گزارش بهار) در آرشيو بخش پژوهش اين سايت موجود است.
ايسنا
متن اصلی
پست اخير مرا نيز كه فرازهايي از مصاحبهای در همين رابطه و در رابطه با موضوع قابليت كاربرد وبلاگهاست بخوانيد.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
11:16 |
لینک
|
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت
23:47 |
لینک
|