چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384
انگارهمين هفتهی پيش بود كه دوست عزيزم عليرضا شيرازی در وبلاگ آي تي ايران آماری از وبلاگها (اوت 2005) به نقل از جستجوگر تكنوراتي ارائه داد. پريروز وبلاگ سايت تكنوراتي آخرين آمار و گزارش در مورد تعداد و گسترش روزافزون و مداوم ولاگها را منتشر و منعكس ساخت. بر اساس اين گزارش كه در اكتبر 2005 منتشر شده است، تكنوراتي تاكنون 6/19 ميليون وبلاگ را به ثبت رسانده و دنبال ميكند. اين چهارمين بار است كه تكنوراتي اين آمار و ارقام را منتشر ميكند و اين اطلاعات نشان ميدهند كه حدودا هر پنج ماه تعداد وبلاگهاي موجود در دنيا (بلاگوسفير) دو برار ميشود و اين بدان معني است كه تعداد وبلاگهای كنوني در دنيا چيزي حدود 30 برابر آن چيزي است كه سه سال پيش بوده است.

آمار و ارقام تكنوراتي نشان ميدهد كه روزانه 70 هزار وبلاگ جديد به بلاگوسفير اضافه ميشود و در هر ثانيه يك وبلاگ جديد آن هم نه فقط به زبان انگليسي كه به كليه زبانها ايجاد ميشود. در سه ماه گذشته وبلاگهاي چيني رشد فزايندهای داشته اند (هم در MSN SPACE و هم در سايتهاي چيني) و شايد يادتان باشد كه عليرضا شيرازی خبر از ايجاد وبلاگهاي چيني در بلاگفا را نيز همين چند وقت پيش داده بود.
الگوريتمهاي جستجوگر تكنوراتي بلاگهاي تقلبي و اسپم را نيز شناسايي و دنبال ميكنند. اين گزارش مدعي است كه تنها 2 تا 8 درصد از وبلاگهاي جديدي كه ايجاد ميشوند، تقلبي و اسپم هستند. در دنيا و تنها در دو هفتهی گذشته 805 هزار وبلاگ جديد پا به عرصه وجود نهادهاند و آمار پست اطلاعات به وبلاگها نشان ميدهد كه روزانه چيزي در حدود 000/700 هزار تا 3/1 ميليون مطلب جديد به وبلاگها ارسال ميگردد. تكنوراتي معتقد است كه 8/5 در صد از اين مطالب را پستهاي تقلبي و اسپم تشكيل ميدهند كه اين مقدار چيزي در حدود 000/50 هزار پست در روز است.
منبع : وبلاگ تكنوراتي
To summarize:
· As of October 2005, Technorati is now tracking 19.6 million weblogs
· The total number of weblogs tracked continues to double about every 5 months
· The blogosphere is now over 30 times as big as it was 3 years ago, with no signs of letup in growth
· About 70,000 new weblogs are created every day
· About a new weblog is created each second
· 2% - 8% of new weblogs per day are fake or spam weblogs
· Between 700,000 and 1.3 million posts are made each day
· About 33,000 posts are created per hour, or 9.2 posts per second
· An additional 5.8% of posts (or about 50,000 posts/day) seen each day are from spam or fake blogs, on average
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 10:2 | لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384
طي هفتهی گذشته بيش از يكصد وبلاگ ايراني در سرويسدهندههاي مختلف را مورد بررسي قرار دادم و به نكات جالبي برخوردم كه حاصل آنها را در اين يادداشت مينويسم.
اكثر وبلاگنويسان ايراني طرفدار شعر و شاعري، داستان و داستاننويسي، خاطره و خاطره نويسي، جوك و لطيفه و كلمات قصار بزرگان هستند. شعر ميگويند و اشعار و گفتههاي ديگران را اكثرا بدون ذكر نام شاعر يا راوي نقل ميكنندو داستانهاي كوتاه خودشان يا ديگران را مينويسند و با بيان تجربيات خودشان در دوستيها، رفاقتها و حتي دشمنيها با مخاطبينشان درد دل ميكنند. عشق و عاشقي و پيامهاي عاشقانه در ميان وبلاگهاي ايراني به وفور ديده ميشود. بعضي از عشاق عكسهاي بزرگ و تمام قدي از خودشان را به عنوان يادگاري در صفحات وبلاگشان قرار دادهاند. وبلاگنويسان ايراني، خوانندگان خارجي و گروههاي موسيقي پاپ و راك خارجي را به خوانندگان پاپ و راك و حتي سنتي ايراني ترجيح ميدهند و در وبلاگهايشان از تصاوير اين خوانندگان استفاده كردهاند. به خاطر مسالهی فيلترينگ، بسياري از اين تصاوير هرگز نمايش داده نميشوند و همين موضوع باعث شده است تا وبلاگها از شكل و قيافه بيافتند.
اكثر وبلاگ نويسان ايراني، صفحات وبلاگهايشان را پر كردهاند از اسكريپتهاي مختلف كه كارهاي مختلفي انجام ميدهند مثل بازي با حركت ماوس بر روي صفحهي نمايش يا لرزاندن صفحهی نمايش كه همه اينها باعث سنگين شدن صفحات وب و تاخير در نمايش صفحات ميشوند و در نهايت بازديد كننده را اذيت ميكنند. جالب اينجاست كه اين عدم شناخت از اصول اوليه ساخت صفحات وب به چشم بازديدكنندگان نيامده است و افراد در كامنتهايي (انگار با چشمان بسته) نوشتهاند: «چه وبلاگ زيبايي داري! چه خوش سليقهاي و ...»
وبلاگنويسان ايراني وقتي كه از نوشتهاي خيلي خوششان بيايد مينويسند:«ايول!» «بابا دمت گرم!» يا اينكه «حرف نداشت!». موقع خداحافظي مينويسند: «يا علي»، «يا حق»، «باي»، «سر بزن»، «كامنت يادت نره». وبلاگنويسان وقتي براي همديگر كامنت ميگذارند انتظار دارند كه به وبلاگشان سر بزني و در انتهاي پيامهايشان اكثرا اين را يادآوري ميكنند كه « تبادل لينك يادت نره!» يا «بيا با هم تبادل لينك كنيم»، عدهاي از وبلاگنويسان اين را براي خودشان يك وظيفه ميدانند كه لينك و لوگوي بازديد كنندگانشان را در وبلاگشان به روز كنند: «دوستاني كه لينك و لوگوشون رو تو وبلاگ نذاشتم بگن تا از خجالتشون در بيام!» پيامي است كه يكي از وبلاگنويسان در وبلاگش نوشته.
بسامد واژههايي كه وبلاگنويسان ايراني در وبلاگهايشان به كار بردهاند هم بسيار جالب است. واژگاني كه به وفور در ميان وبلاگهاي ايراني به چشم ميخورند عبارتند از : «گوشهگير، خجالت، جدال، دعوا، غم، سكوت، تنهايي، درد، شبانه، حادثه، تلخ، شكست، شكسته، خونآشام، حقير، تحقير، تاريك، تاريكي، پاييز، غمكده، پوچ، ديوانه، كوچك، غربت، تيره و تار، انتظار، عشق، محبت، آرزو، خاموش، مرگ، مرده، مردهشور، حوصله نداشتن، هيچ، هميشه شرمنده، قفس، غصه، الكي، دوري، فحش، فاصله، شكنجه، عذاب، هيچكس، مجنون، بغض، خسته، افسوس، منگ، جنگ، سياه، كابوس كه جايي ديدم كه وبلاگنويس «كابوس» را «كاووس» نوشته بود. جانوران مورد علاقه وبلاگنويسان ايراني: گوسفند، گرگ، سوسك؛ كلاغ، بز، خر، ميمون و الاغ !
جالب است كه اكثر وبلاگنويسان ايراني از اينكه دير به دير آپ (منظور update است به معني به روزرساني) ميكنند ابراز ناراحتي و شرمندگي ميكنند، گويي دچار اين توهم شدهاند كه وبلاگشان سي ان ان است و در روز ميليونها بازديد كننده دارند.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 9:15 | لینک
|
سه شنبه نوزدهم مهر 1384
رسانه جمعى وسيلهاى است كه اخبار و اطلاعات را به مردم مىرساند. راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله و شبكههاى كامپيوترى رسانههاى جمعى هستند. مردم با آنها خود را از آنچه در جهان مىگذرد آگاه مىسازند. براى آنكه رسانهها بتوانند به وظيفه خبررسانى خود عمل كنند بايد زبانى را به كار گيرند كه قابل فهم باشد. از اين نظر همه رسانهها در انجام وظيفه خود موفق نيستند. به رسانههاى فارسى زبان انتقاد مىشود كه بخصوص در دو دهه اخير گاه زبانى نامفهوم و گنگ را به كار مىگيرند. براى تأملى در اين باره و كوشش براى يافتن علت آن دويچه وله (صداى آلمان) از داريوش آشورى نويسنده، مترجم و پژوهشگر دعوت به مصاحبه كرد. ادامه ...
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 16:5 | لینک
|
سه شنبه نوزدهم مهر 1384
فولكلور يا به عبارت ديگر بررسي دانش عوام، دانستنيهاي توده يا فرهنگ مردم يك علم است، علمي كه حوزههای مختلف و متعددي را شامل ميشود. به اختصار اگر بخواهم بگويم اساطير، افسانهها، قصهها، شوخيها، ضربالمثلها، معماها، آوازها، طلسمها، دعاها، لعنها و نفرينها، قسمها، اهانتها، حاضرجوابيها، طعنهها و سرزنشها، انواع و اقسام آزار و اذيتها، تپق زدنهای در زبان، سلامها و درودها و خداحافظي كردنها.
اين علم همچنين شامل بررسی رسوم عامهی مردم نيز ميشود مثل رسوم عروسي، تولد گرفتن يا حتي مرگ و تشييع جنازه، خيلي دور نميروم و ميخواهم بگويم مردم بر روي اينترنت از اينها و از خيلي چيزهاي ديگر مينويسند و با زبان نوشتاری خود، روايتهايي را در نامههاي الكترونيكي يا وبلاگهايشان يادداشت ميكنند.
گاه ميبينيم كه وبلاگنويسان ميخواهند به همان گويش محلياش بنويسند: ها خالو جان چه ميگفتم ... يا اينكه ... آي عمو بهت ميگويم هش، به خر گفته بودم وايستاده بود، كجا ميری؟ و بسياری مثالهاي ديگر كه با گشت و گذاري در وبلاگها مشابه آنها را بسيارخواهيد يافت.
مساله زبان و خصوصا زبان فارسي بر روي اينترنت، خيلي مهم است، ما با يك علم جهاني جديد رو به رو هستيم: «فولكلور اينترنتي» موضوعي كه همهی ملل از گوشه و كنار جهان، در آن سهيم هستند و بر آن اثر دارند و اثر ميگذارند و از آن متاثر ميشوند. گاه اخبار و رويدادها، گاه شايعات و داستانها، گاه متلها و ضربالمثلهايي كه به زباني نوشتهشدهاند و بر روي اينترنت، مثلا در وبلاگها منتشر شدهاند، به سرعت ترجمه يا نقل به مضمون ميشوند از زبان مبدا به زبان مقصد ميروند تا پيامي را منتقل ميكنند. اين براي من و بسياري از كارشناساني كه شديدا درگير اين ماجرا هستند بسيار جالب است. مردم جهان (در حال حاضر در حدود يك ميليارد نفر به طور مستقيم يا غير مستقيم) از طريق اينترنت با يكديگر در ارتباط هستند، اين افراد با زباني و گويشي ويژهی خود، مطالب و مفاهيم، اخبار و داستانها و افسانهها و حتي شايعات خود را، اشعار و ضربالمثلهايشان را و خيلي چيزهاي ديگرشان، مثلا صدا يا تصاويرشان را با هم بر روي اينترنت به اشتراك ميگذارند و به اين ترتيب است كه ميتوانند شديدا برهم اثر هم بگذارند، سوال من اين است كه آيندهی اين ماجرا چه خواهد بود؟ چه ملتي؟ چه قومي؟ بر چه ملت و چه قومي اثر بيشتري خواهد گذاشت؟ فردا اگر شنيد كه يك امريكايي به خرش بگويد «هش!» تا بايستد تعجب نكنيد اين از اثرات اين علم جديد، يعني فولكلور اينترنتي است. اگر يك ايراني براي فراخواندن گربه اش به جاي «پيش پيش» گفت «كيتي كيتي» تعجب نكنيد، اين نشانههاي فولكلور جديدي است كه دارد شكل ميگيرد و در اين ميان، مردماني كه نقش واسطه (مترجم يا راوي) را دارند بايد خيلي مراقب نوشتههايشان باشند اگر ميخواهند اهميت بدهند به فرهنگ و زبانشان.
مطالعه، تفكر و انديشه و برخورداري از مهارتهاي متعدد و اطلاع از روشها و شيوههاي آموزشي نقشهايي اساسي ايفا ميكنند كه مردم و خصوصا جواناني كه روزانه با اينترنت، با ارسال و دريافت نامههاي الكترونيكي و يا وبلاگنويسي سر و كار دارند بايد از اين امر آگاه باشند.
فولكلور موضوعات خيلي گستردهاي را در بر ميگيرد، از آداب و رسوم گرفته تا موضوعات مرتبط با زبانشناسي و مردمشناسي و قوم شناسي و نيز تاريخ و فرهنگ يك كشور. ببينيد كه ما چه آداب، چه رسم و رسومي داشتهايم و اكنون دارد در كنار آنها و يا حتي جاي آنها چه رسم و رسومهايي به فرهنگ كنوني ما اضافه ميشود؟ ببينيد كه ما چه زبان و چه اصطلاحات و چه سر و صداهايي داشتيم و آرام آرام چه زبان و چه اصطلاحات و چه سر وصداهايي دارد به فرهنگ ما خصوصا در ميان نسل جوان ما اضافه ميشود. جشنها، اعياد و حتي سوگواريهاي ما را ببينيد و جشنها و اعياد و سوگواريهاي ملل ديگر را هم به دقت زير نظر داشته باشيد، شايد در آينده اينها بخاطر اينترنت با هم گره بخورند و چيزهاي عجيب و غريبي بوجود آيند كه ما امروز هيچ شناخت يا دركي از آنها نداريم.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 15:26 | لینک
|
یکشنبه هفدهم مهر 1384
اول سپتامبر 2001 ادارهی پست ايالات متحده امريكا تمبر عيدی را به مناسبت و به يادبود دو عيد بزرگ مسلمانان جهان، يعني يكي عيد فطر و ديگري عيد قربان منتشر ساخت. يك سال بعد از آن، در اكتبر 2002 يعني درست يكماه بعد از سالگرد حملات تروريستي يازدهم سپتامبر، به روال معمول اداره پست امريكا در محترم شمردن اعياد و تعطيلات رسمي ساير فرهنگها و ملل، اين تمبر مجددا منتشر شد كه همين امر باعث بوجود آمدن موجي از اعتراضات الكترونيكي امريكائيان گرديد.
نمونهای از اين گونه پيامهاي الكترونيكي و ترجمهای از آن را صرفا جهت اطلاع شما در اينجا آوردهام. اين نامهی الكترونيكي در اينترنت و با استفاده از پست الكترونيك بين امريكاييها به سرعت پخش شده است. ملاحظه كنيد كه شايعات و افسانههاي شهري چگونه در اينترنت به سرعت پخش ميشوند و چگونه ميتوانند بر روي افكار عمومي اثر بگذارند.
در اين نامه، از امريكاييهاي (وطنپرست) خواسته شده است كه استفاده از اين تمبر يادبود به اصطلاح بايكوت يا تحريم شود.
موضوع :امريكائيان! به ياد داشته باشيد!
هموطن امريكائي، وطن پرست عزيز،
به ياد داشته باش بمب گذاري مسلمانان را در ماجراي پرواز شماره 103 هواپيماي پان امريكن
به ياد داشته باش بمب گذاري مسلمانان را در ماجراي مركز تجارت جهاني در 1993
به ياد داشته باش بمب گذاري مسلمانان را در ماجراي اقامتگاه سربازان امريكائي در لبنان
به ياد داشته باش بمب گذاري مسلمانان را در ماجراي خوابگاه ارتش در عربستان سعودي
به ياد داشته باش بمب گذاري مسلمانان را در سفارتخانههاي امريكا
به ياد داشته باش حملهی مسلمانان را به مركز تجارت جهاني در يازدهم سپتامبر
به ياد داشته باشيد همهی آن امريكائياني را كه در حملات مختلف جان خودشان را از دست دادند.
حال، اداره پست ايالات متحده اعياد مسلمين را با چاپ تمبري به يادگار بخوبي به ياد آورده است.
از شما ميخواهم كه به هنگام خريد تمبر از دفاتر پستي، اين بايكوت يا تحريم را به ياد بياوريد.
استفاده از اين تمبر سيلي محكمي است به گوش امريكائيهايي كه به دست افرادي كه اين تمبر به افتخارشان چاپ شده است جانشان را از دست دادهاند.
نيز از شما ميخواهيم كه اين نامه را براي هر امريكائي وطن پرستي كه ميشناسيد با پست الكترونيك و يا هر طريق ديگري كه ميشناسيد ارسال كنيد.
Subject: AMERICANS, REMEMBER !!!
Dear Fellow Patriotic Americans,
REMEMBER the MUSLIM bombing of PanAm Flight 103,
REMEMBER the MUSLIM bombing of the World Trade Center in 1993,
REMEMBER the MUSLIM bombing of the Marine Barracks in Lebanon,
REMEMBER the MUSLIM bombing of the military Barracks in Saudi Arabia,
REMEMBER the MUSLIM bombing of the American Embassies in Africa,
REMEMBER the MUSLIM bombing of the USS COLE.
REMEMBER the MUSLIM attack on the World Trade Center on 9/11/01.
REMEMBER all the AMERICAN lives that were lost in those vicious MUSLIM attacks.
Now the United States Postal Service REMEMBERS and HONORS the EID MUSLIM holiday season with a commemorative first class holiday postage stamp.
I strongly urge you to REMEMBER to adamantly and vocally BOYCOTT this stamp when purchasing your holiday stamps at the post office. To use this stamp would be a slap in the face to all those AMERICANS who died at the hands of those whom this stamp honors.
I also strongly urge you to pass this along to every Patriotic AMERICAN you know, whether by email or otherwise.
نسخههاي مختلف و متفاوتي البته با همين مضمون در سرتاسر اينترنت و بين امريكائيان با استفاده از پست الكترونيك يا وبلاگها و ... پخش شده است.
برخلاف آنچه كه اين نامه ادعا ميكند، اين تمبر يادبود نه چيز تازهاي است و نه به مناسبت كريستمسي براي مسلمين. ديويد امري David Emery دبير بخش افسانههاي شهري Urban Legends در سايت About.com در يادداشتي در هيمن رابطه مينويسد: «اين ادعا كه استفاده از اين تمبر به مثابه سيلي محكمي به صورت قربانيان حملات تروريستي است، موضوعي قابل بحث است. اين تمبر يادبود اولين بار پيش از يازدهم سپتامبر چاپ و منتشر شده است و نه بعد از آن و اگرچه برخي از اظهارات اين افراد درست است اما تمام اعمال تروريستي مورد اشاره در اين نامههاي الكترونيكي طبق اظهارنظر مقامات رسمي منسوب به مسلمانان افراطي است و اين درست نيست كه همهی آنها را به مسلمانان و پيروان واقعي دين اسلام نسبت بدهيم. ممكن است كه يك عدهای از مسيحيان محافظهكار مدعي اين باشند كه خشونت و تروريسم مختص اسلام است، اما اينها اقليتي هستند كه اظهاراتشان از سوي متخصصين در امور مقايسهي مذاهب (مذهب مقايسهاي Comparative Religion) كاملا رد شده است. نيازي به ذكر اين نيست كه دولت ايالات متحده امريكا و پرزيدنت جورج بوش بارها گفتهاند كه «تروريسم چهرهی واقعي ايمان اسلامي نيست. اسلام، صلح است.»
سايت About.com در همين رابطه از كاربران اينترنتي پرسيده است كه: «آيا استفاده از اين تمبر يادبود مثل زدن سيلي محكمي است به گوش قربانيان تروريسم؟» جالب است بدانيد كه -در زمان نگارش و انعكاس اين مطلب - از تعداد 36074 موردی كه به اين سوال پاسخ دادهاند، 65 درصد جواب آری دادهاند و 31 درصد گفتهاند خير و چيزي در حدود دو درصد ابراز عدم اطمينان كردهاند.
اين آمار نشان ميدهد كه تهيه و پخش (شايد هدفدار) اينگونه پيامهاي تهييج كننده و تحريك كننده تا چه حد ميتواند روي افكار عمومي (همه يا بخش قابل توجهي از) جهانيان اثر داشته باشد. به نظرم روابط عمومي كشورهاي اسلامي ميتوانند با اقداماتي – مثلا با چاپ تمبر يادبود به مناسبت احترام به همه كساني كه در حملات تروريستي جان خودشان را از دست دادهاند و كلا با هماهنگيهاي بيشتري مانع از تخريب چهرهی واقعي اسلام در اذهان عمومي و جهانيان شوند.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 18:45 | لینک
|
شنبه شانزدهم مهر 1384
با حتي پنج دقيق جستجوي سريع و حرفهاي در اينترنت ميتوان از منابع انگليسي و حتي فارسي دريافت كه اصطلاح وبلاگ را اولين بار شخصي به نام Jorn Barger در دسامبر 1997 ساخت. آن زمان را بخوبي به ياد داريم كه سايتهايي (وب به صوت متني بود) بوجود آمده بودند كه به هر نفر اجازه ميدادند فقط يك صفحه وب داشته باشد تا مطالب شخصياش را آنجا بنويسد. به مرور زمان، شخص ديگري به نام Peter Merholz اصطلاح وبلاگ را كوچكتر كرد و آن را در بخشي از وبلاگش، «بلاگ» ناميد، در واقع او بود كه weblog را به گونهاي از هم جدا كرد كه بلاگ به صورت فعل درآمد و شد we blog (در 1999) - در 1998 سايت Open Diary تاسيس شد و تا سال 1999 چيزي در حدود 2000 كاربر داشت؛ تا همين اواخر آنها از اصطلاح وبلاگ استفاده نميكردند اما مفهومي را كه به مردم عرضه ميكردند در واقع همان وبلاگ بود. بعد از سال 99 است كه خانم " "Meg Hourihan به اتفاق Evan Williams يكي از دوستانش، كمپاني Pyra Labs و متعاقبا blogger را تاسيس ميكنند. جوايزي كه اين خانم گرفته است به خاطر تلاشهايش براي فراگير شدن حركتهايي براي توسعه در آينده است. در ماه فوريه سال 2003 گوگل، blogger را ميخرد و از مارس 2003 اصطلاحهاي weblog، weblogging و weblogger وارد ديكشنري آكسفورد ميشود. تمام دنيا در اين متفق القول هستند كه اصطلاح وبلاگ و مفهوم وبلاگ را اولين بار شخصي به نام Jorn Barger در دسامبر 1997 ساخته و پرداخته است و ديگران تنها سهمي مهم در توسعه و بهبود يا فراگير شدن آن داشتهاند.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 8:22 | لینک
|
شنبه شانزدهم مهر 1384
اينترنت يك ابزار است. خزانه و رسانهاي است فوق العاده ساده و سريع براي آنهايي كه آن را به خوبي شناختهاند و عميقا درك كردهاند؛ اما در عين حال اينترنت براي آنهايي كه هيچ شناخت درستي از آن ندارند فضايي است فوق العاده سخت، پيچيده و شديدا مخرب! اينترنت يك پايگاه است، پايگاه دادهاي بزرگي كه همواره (هر لحظه، هر ثانيه) در حال رشد و توسعه و گسترش است. پايگاهي است از دادهها، اطلاعات و در نتيجه دانش و در نهايت - شايد در سالهايي نه چندان دور - پايگاهي از «مفاهيم و ايدههاي بكر و ناب». اما اينترنت امروز، ايرادهايي هم دارد؛ مثل هر چيز ديگري در زندگي بشر، مثل خود بشر كه گويا تكليفش، با خودش هم روشن نيست. اشتباه نكنيد، نميخواهم مثل آن فردي كه به تازگي به رياست ... منصوب شده بگويم اينترنت و سايت هاي وب درون آن «مخرب» است. من اگر از ايرادهاي اينترنت ميگويم، از چيز ديگري ميخواهم بگويم: اينترنت دائرهالمعارفي عجيب و فوق العاده است، نبايد آن را دست كم گرفت، گام كوچكی است براي گامهايی بزرگ تر و عجيب تر، كه تصور آن در ذهن خيلي از افراد جوامع غربي هم نميگنجد چه برسد به برخي از اين يا ما تازه به دوران رسيدههاي شرقي! بگذريم. يكي از ايرادهاي اساسي اينترنت، اين بانك دادهها و اطلاعات كنوني اين است كه نامنظم است. دايرهالمعارفي است كه هر كسي ميتواند مطلبي به آن اضافه كند. براي اين كار نظم و ترتيب خاصي تدوين نشده است؛ هر كسي آمده است و گوشهاي از آن را خط خطي كرده است. آنچه كه ما امروز بايد متوجه باشيم درك اساسي اين مطلب است كه اينترنت با همين وضعيت كنوني آمده است كه بماند و مقولهاي نيست كه به اين سادگيها (از بين) برود يا بتوان با آن مقابله كرد. همهي دنيا دو روي سكهي اينترنت را بخوبي ميشناسند و آن را پذيرفتهاند و اكثر كارشناسان و حرفهايهاي فن خيلي بهتر از من و شما، ايرادات آن را ميشناسند، اما آنها قصد ندارند صورت مساله را پاك كنند بلكه در جهت رفع مسايل و مشكلاتش هستند.
مثلا موتورهاي جستجو يا فهرستها (دايركتوريها) براي نظم و ترتيب دادن به اين فضا پديد آمدهاند. ارائهي خدماتي كه مورد نياز همهي كاربران اينترنت است. ما به دنبال اطلاعات هستيم و آنچه كه ميخواهيم پيدا كنيم مطالبي مناسب، مرتبط با خواستهها و نيازها و در نهايت «ارزشمند» است آنقدر كه مطمئن شويم پشت آن مطلب يا موضوع سالها مطالعه و تحقيق و پژوهش و آزمون و آموزش وجود دارد.
در طي اين سالها، با افرادي برخورد كردهام كه به من گفتهاند : «در اينترنت به جوابي نرسيديم!» «ما دنبال فلان موضوع گشتيم، مثلا در گوگل، اما چيزي نيافتيم، بابا اين اينترنت هم مفت خدا نميارزد؛ همهاش موسيقي است و عكس و تصاوير مبتذل؛ چت كردن با اين و آن و گرفتن مشتي نامههاي بي سر و ته و جوك و جك و جونور!» نه! اينطور نيست! جستجو و دستيابي به اطلاعات، هم يك علم است، هم يك فن و هم يك مهارت و هم يك حرفه و هم يك هنر! چطور ميتوانيم با آن مثل ابزاري پيش پا افتاده و معمولي برخورد كنيم؟ چطور ميتوانيم يك شبه حكمي با اين قاطعيت صادر كنيم و در رسانهها جار بزنيم كه اينترنت و سايت هاي وب مخرب است و چه و چه و چه ها! پس بگوييد كه ما هفت هشت سال است به سلامتي داريم تخريب ميكنيم با اين سايت زدنهايمان و مطلب نوشتنهايمان و خيال خودتان و همه ما را راحت كنيد!
مخرب اين «ديدگاه» است و تخريب كننده نسل جوان ما اينگونه انتخابها و انتصابهاي عجيب و غريب است در هزاره سوم! اميدوارم «تيم برنرز لي» هيچوقت اين خبرها را نخواند و نشوند روي اينترنتي كه آن را براي جهانيان ساخته است. فقط ظرف يك دهه، بيش از يك ميليارد انسان پشت رايانههايشان مينشينند تا به اينترنت متصل شوند و با آن كار كنند، بخوانند، بيانديشند، بياموزند و آموزش دهند در اين گرداب گسترده گيتي ... يك ميليارد انسان ...
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 8:11 | لینک
|
شنبه شانزدهم مهر 1384
آيا ميتوانم به هدف بزنم؟ آيا خواهم توانست (مشتري يا مخاطب) «هدف» خودم را به سمت و سوي خودم (يا سايت و يا وبلاگم) جذب كنم؟
شايد شما نيز با من هم عقيده باشيد كه موتورهاي جستجو و حتي بهترين و محبوب ترين آنها - گوگل، از حجم انبوه و سرريز شده اطلاعاتي كه در سايتها و وبلاگها توليد و عرضه ميشود بسيار عقب هستند؛ بخصوص از سايتها و وبلاگهايي كه به صورت لحظهاي مطالب جديدي به وب اضافه ميكنند. سايتهايي كه محتوايي پويا توليد و عرضه ميكنند، به طور دائم در حال به روز شدن يا به لحظه شدن هستند و تغيير و تحول در وب، در ساختارها، يا چيدمان، نمايش و بايگاني اطلاعات گاه خيلي سريعتر از روال معمول بهترين موتورهاي جستجو و برنامههاي فهرست برداري آنان عمل ميكند. به اين ترتيب، وضعيت به جايي ميرسد كه اين موتورها و در نهايت كاربران اينترنت هستند كه از قافله عقب ميمانند و اين به نظر من عاملي است كه ايجاد استرس ميكند. ميدانيم كه ما با استفاده از موتورهاي جستجو تنها به نيمهي نمايان و حاضر اطلاعات دسترسي داريم و نيمهي پنهان اطلاعات و دانش در سايتهايي است كه دسترسي به آنها محدود به اعضاء يا مخاطبيني خاص است. در هر دو نيمه، محتوا به سرعت در حال تغيير و تحول است و كدام موتور جستجوست كه بتواند همهي تغيير و تحولات را به سرعت ثبت كند. شايد اين براي موتورهاي جستجوي كنوني ضعفي باشد و شايد هم بي اهميت جلوه كند؛ اما تصور كنيد كه درست در يك لحظه، اطلاعات يا دانشي منحصربفرد، اساسي يا حياتي، براي مدتي معلوم و محدود بر روي سايت وبي يا وبلاگي قرار گيرد و بعد از آن براي هميشه از وب برداشته شود يا اينكه به ناحيهاي كه تنها براي استفاده اعضاء خاصي با دسترسيهاي ويژهاي است انتقال داده شود. در اين فاصله، تنها افراد محدودي ميتوانند به آن اطلاعات يا دانش دسترسي داشته باشند. ميدانيم كه در حال حاضر، چنين چيزي در وب وجود دارد و سايتهايي كه اطلاعات يا دانش با ارزشي توليد ميكنند اين اطلاعات با ارزش را شايد از همان ابتدا به راحتي و رايگان در اختيار مخاطبين خود قرار نميدهند. چه اتفاقي ميافتد و چه كساني از آن اطلاعات يا دانش بي بهره ميشوند؟
براي درك بهتر «گرداب گسترده گيتي» و وضعيت كنوني آن، اجازه دهيد تصويري را در ذهن شما حك كنم: آسمان شبي پر ستاره را تجسم كنيد، شما با هزاران هزار نقطهي ريز و درشت كه به شما چشمك ميزنند - ستارهها- رو به رو ميشويد، شما تمام حقيقت را نميدانيد و خيلي خوب ميدانيد كه تعداد اين ستاره ها خيلي بيشتر از آن چيزي است كه ميبينيد، در حقيقت بسياري از آنها را نميبينيد چون در دايرهي ديد شما قرار ندارند و يا هيچ نوري از آنها به شما نميرسد. دقيقترين دستگاهها و فنآوريهاي كنوني نميتوانند به شما كمك كنند و شما به دنبال حيات در كرات ديگريد! كرهاي كه ديگر وجود ندارد، نوري كه به شما از او رسيده است ميليونها سال نوري در راه بوده است و شايد يك سوپر نوا بوده است كه ديگر از آن اثري نيست.
اينترنت به همين ترتيب است و «گرداب گسترده گيتي» هم به همين ترتيب. مرورگر شما تلسكوپي است كه در اختيار داريد، محدود است به زاويه و مختصاتي كه به آن ميدهيد. موتورهاي جستجو هم محدودند و حتي تكنولوژي RSS و شما فكر ميكنيد كه با اين ابزارها تا چه فاصله و چه مدت ميتوانيد در ميان اعداد و ارقام نجومي سير و سياحت كنيد؟
پنج سال پيش، من، محو يا بهتر بگويم جذب سايتهاي خلاقانهاي شده بودم كه امروز ديگر اثري از آثارشان در اينترنت نيست. بسياري از آنها سو سويي زدند و خاموش شدند.
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 8:7 | لینک
|
جمعه پانزدهم مهر 1384
در هفتهاي كه گذشت نامهها و تماسهاي بسياري داشتم كه در آنها دوستان عزيزم راهاندازي وبلاگ جديد InternetFolklore به من تبريك گفتند، حتما با من هم عقيدهايد كه با راهاندازي اين وبلاگ كار مشكل ديگري را شروع كردهام با اين وقت كمي كه دارم، اما فكر ميكنم هر چقدر هم كه كار كنيم باز هم كم است در پيش درياي عظيم اطلاعاتي كه بر روي اينترنت است و سهم مطالب فارسي در اين ميان. به هر حال اميدوارم كه مطالبي كه بر روي اينترنت قرار ميدهم، بتواند گوشهی كوچكي از اين فضاي اختصاص يافته به سايتها و وبلاگهاي فارسي زبان را حتي الامكان به درستي پر كند، شايد اين مطالب بتوانند در حد توان و در كنار ساير منابع فارسي نيازي يا سوالي را پاسخ دهند.
اين روزها مقارن است با سومين سالروز تولد وبلاگ روزنامهنگار خوب، پرتلاش و مهربان شهرام شريف ITIran.net كه تقريبا با او از همان ابتداي فعاليت چه در وبلاگ و چه در سايت ITIran.com و چه در مقالاتي كه از او در مطبوعات ميخواندم آشنايم. افتخار ديدارش را در اولين جلسهي بررسي چالشهاي تبليغات اينترنتي در ايران داشتم كه به دعوت خود او و دوست عزيزمان مهدي رودكي مدير سايت www.iranseo.com در فرهنگسراي آی تي برگزار شد. آی تي ايران دات نت وبلاگ خوب و پربينندهاي است و در اين سه سال، يكي از بازديد كنندگان روزانهاش بودهام تا جايي كه امكانش بوده و هميشه پيش دوستان اين خبرنامهها از آن به عنوان يكي از شاخصهاي وبلاگ در زمينهي آي تي ياد كردهام. آغاز يك كار، برداشتن يك قدم ساده خودش براي خودش كاري است سخت، ادامه و فعال نگاه داشتن آن كاري ديگر است، آي تي ايران دات نت بدون شك يكي از موفق ترين تجربهها در هدايت يك كار گروهي است، كاري كه ما ايرانيها متاسفانه در انجام آن اغلب به مشكل بر ميخوريم. براي آي تي ايران و شهرام شريف و تيم همكاران و نويسندگانش بهترين آرزوها را دارم و اميدوارم كه همگي در اين راه موفق باشند.
راه اندازي وبلاگ Internetfolklore دريچهی تازهاي بود برای من و جالب است كه بعد از سالها حضور بر روي اينترنت، دوستان و آشنايان قديمي بسياري از جمله همكار قديميام سركار خانم راحله ميرخاني در مجله علم الكترونيك كه مرا از طريق همين وبلاگ يافتند و اين خودش باعث خوشحالي من بود. ورود ايشان را هم به اين خبرنامهها خوش آمد ميگويم.
آقاي محمود اروجزاده عزيز در ماهنامه وزين كامپيوتر و ارتباطات كه پيشتر از طريق دوست عزيز و مشتركمان شهاب مباشري درباره من شنيده بودند از طريق همين وبلاگ تازه تاسيس با من تماس داشتند كه مايه افتخار و خوشحالي من است. اين خبرنامهها پل ارتباطي خوبي است بين من و شما دوستان پر مهر.
همچنين تشكر ميكنم از همهي دوستاني كه در سايت يا وبلاگهايشان به اين وبلاگ جديد لينك دادند و آن را معرفي كردند، علي الخصوص سپاسگزارم از استاد دكتر يونس شكرخواه - وبلاگ دات، شهرام شريف، سايت روابط عمومي، پرويز زاهد وبلاگ آچار فرانسه، وبلاگ خبرنگار، خانم هاله در وبلاگ سرزمين آفتاب و همه دوستان ديگر. اميدوارم كه همهی شما هفتهي خوبي را آغاز كنيد. در پناه حق تابان خواجه نصيري
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 20:2 | لینک
|
جمعه پانزدهم مهر 1384
از ديد مارشال مك لوهان حالت «سرريز اطلاعات» يا Information Overload يكي از اثرات زندگي با اطلاعات الكترونيكي است. اكنون، ما با اطلاعات و دانشي الكترونيكي سر و كار داريم و با آن زندگي ميكنيم. بدون اطلاعات بيش از يك چرخمان لنگ ميزند و در طي ده سال گذشته، وابستگي مان به اطلاعات، خصوصا اطلاعات و ارتباطات الكترونيكي به شدت افزايش يافته است. مطالعات و بررسيها نشان ميدهد كه ميزان استرس در ميان مردم دنيا به شدت بالا است و سرريز شدن انبوه اطلاعات يكي از عوامل بالا رفتن استرس در ميان مردم است. نزديك به چهار سال پيش (1380)، وقتي از طرف مجلهيي با من مصاحبه شد، يكي از دغدغههاي فكري من آن زمان همين موضوع «سرريز اطلاعات» بود و اينكه ما با اين وضعيت چه خواهيم كرد؟ يادم ميآيد كه در آن مصاحبه روي مساله «انزوا» و «استرس» حاصل از آن تاكيد كرده بودم. شايد شما هم يادتان باشد كه در اواخر دههي 80كارشناسان علوم كامپيوتر يا سازندگان اولين كامپيوترهاي شخصي به مردم دنيا نويد آن را ميدادند كه در آيندهاي نه چندان دور، ما با دنيايي بدون كاغذ سر و كار داريم، اما بيش از يك دهه از آن زمان ميگذرد و ميبينيم يا ميشنويم كه توليد كاغذ دو برابر شده است. حدود سه سال پيش، موتور جستجوي گوگل با ايندكس كردن چيزي حدود 5/2 تا 3 ميليارد صفحه وب بر روي اينترنت، محبوب ترين موتور جستجو بود و امروز نيز با بيش از 8 ميليارد (نزديك به چهار برابر) صفحه وب؛ كماكان برنده ميدان رقابت موتورهاي جستجو است. اما آنها كه از اين قافله عقب ماندهاند بدون شك كاربران اينترنت بودهاند و اين را مك لوهان همان زمان مطرح ساخته بود:
... There's always more than you can cope with
«هميشه بيش از آنچه بتوانيد از عهدهاش برآييد وجود دارد!»
اما مفهوم اين جمله خيلي قوي تر و فراگيرتر است. «Information Overload» تواناييهاي ما را زير سوال برده است و خواهد برد. گوگل يا ساير موتورهاي جستجوي موفق در اين گرداب گسترده گيتي، ناچارند اگوريتمهاي خود را خيلي زود به زودتر از اين تغيير بدهند، آنها مجبورند براي اينكه آن بالا باقي بمانند صفحات بيشتري را بيابند و آنها را به مجموعه ايندكس شده خود اضافه كنند، مجبورند اين كاسه را هر چه سريعتر و حرفهاي تر هم بزنند. در عين حال، كاربران هم مجبورند مهارت در جستجوهايشان را حرفهاي تر كنند و صاحبان سايتها و وبلاگها هم بايد با اين تحولات گام بردارند. استرس از آن همه است و همه اين نگراني را دارند: اين انبوه اطلاعات؛ اين سرريز وحشتناك اطلاعات. آيا من توانستهام محصول (كالا يا خدمات) مورد نظر را پيدا كنم؟ آيا من توانستهام مشتري را با اين اطلاعات ناچيز در مقابل دريايي از اطلاعات مجاب يا ترغيب به خريد كنم؟ آيا اطلاعاتي كه يافتهام همان است كه به دنبالش بودم؟
نوشته شده توسط تابان خواجه نصيری در ساعت 14:45 | لینک
|
جمعه پانزدهم مهر 1384
|